هلدینگ برادران اکرمی راد،نمایندگی رسمی فرنام بسپار
هلدینگ برادران اکرمی راد، تجربه ای ماندگار ، انتخابی مطمئن

| صفحه اصلی | گالری عکس | آموزش | تازه ها | اوقات شرعی روستا | آب و هوای روستا | نقشه هوایی روستا | تالار گفتگو | دانلود | پیوندها | تماس با ما |



ادامه مطلب
نویسنده: داود ׀ تاریخ: دوشنبه 14 آذر 1390
׀ موضوع: [Post_Cat_Title] ׀ ارسال نظر(0)

پدر، مادر!...

می پرسیدم: امام حسین کی بود؟ و برای چه کشته شد؟

می گفتی که: "خودش را فدای امت کرد".

می پرسیدم: "فدای امت کرد" یعنی چه؟



ادامه مطلب
نویسنده: داود ׀ تاریخ: جمعه 11 آذر 1390
׀ موضوع: [Post_Cat_Title] ׀ ارسال نظر(1)

درباره کاری که حسین(ع) درتاریخ کرده است بسیار سخن گفته اند و بسیار نوشته اند و می گویند و می نویسند. قدما به گونه ای آن را توجیه کرده اند و متجددین روشنفکر به گونه ای دیگر ؛ اما من به تازگی متوجه شدم که امکان ندارد کاری را که حسین(ع) کرده است بفهمیم مگر اینکه بفهمیم که شهادت چیست؟



ادامه مطلب
نویسنده: داود ׀ تاریخ: جمعه 11 آذر 1390
׀ موضوع: [Post_Cat_Title] ׀ ارسال نظر(0)

                امام صادق(ع(  : کل شهر محرم و کل یوم عاشورا و کل ارض کربلا

کربلا به وسعت همه انسانیت است برای تک تک انسانها ، در تمام طول حیاتشان ؛ تا هر کس گمشده اش را آنگونه که باید حسینی بیابد.



ادامه مطلب
نویسنده: داود ׀ تاریخ: پنج‌شنبه 10 آذر 1390
׀ موضوع: [Post_Cat_Title] ׀ ارسال نظر(0)

عاشورا روز دهم ماه محرم است. شهرت این روز نزد شیعیان به دلیل وقایع عاشورای سال ۶۱ هجری قمری است که با گاه‌شماری هجری خورشیدی این روز مطابق است با ۲۱ مهر ۵۹
در این روز امام حسین (ع) و یارانش در واقعه کربلا در جنگ با لشکر یزید به شهادت رسیدند و مسلمانان در آن روز سوگواری می‌کنند.

دین



ادامه مطلب
نویسنده: ׀ تاریخ: پنج‌شنبه 10 آذر 1390
׀ موضوع: [Post_Cat_Title] ׀ ارسال نظر(0)

روز تاسوعا چگونه گذشت؟

روز تاسوعا روزیست که شمر بن ذى الجوشن با نامه ابن زیاد در باب قتل امام حسین علیه السلام وارد کربلا شد.
ابن سعد بر حسب آن نامه ، مهیاى قتل آنحضرت شد. لاجرم وقت عصر بود که لشکر خود را بانگ زد که : یا خیل الله ارکبى و بالجنة ابشرى .



ادامه مطلب
نویسنده: ׀ تاریخ: پنج‌شنبه 10 آذر 1390
׀ موضوع: [Post_Cat_Title] ׀ ارسال نظر(0)

 نهم محرم را، «تاسوعا» گویند. «تاسوعا» از ریشه «تسع» به معنای نُه می باشد.
چند روز قبل از تاسوعای سال 61 هـ .ق، عمر بن سعد فرمانده لشکر دشمن، نامه ای در ارتباط با عدم جنگ و صلح با امام حسین به عبید الله بن زیاد ، ـ فرماندار کوفه ـ نوشته بود؛ اما شمربن ذی الجوشن ـ که در آن زمان در کوفه بود ـ ابن زیاد را از این کار باز داشت.


ادامه مطلب
نویسنده: ׀ تاریخ: پنج‌شنبه 10 آذر 1390
׀ موضوع: [Post_Cat_Title] ׀ ارسال نظر(0)

داستان كوتاه
«
داستان كوتاه ترجمه اي است از "Short story"، اصطلاح انگليسي و مترادف و هم معني با « نوول» ( Nouvelle) اصطلاح فرانسوي.
در تعريف داستان كوتاه نوشته اند، داستاني است كه :
1-
طرح منظم و مشخصي دارد.
2-
يك شخصيت اصلي دارد.
3-
اين شخصيت،.....



ادامه مطلب
نویسنده: ׀ تاریخ: پنج‌شنبه 10 آذر 1390
׀ موضوع: [Post_Cat_Title] ׀ ارسال نظر(0)

ماه محرم

ماه محرم نامی نیست که من بتوانم در باره آن سخن بنویسم ، آن چه که در روستای آزادوار ماچنین است : از موقعی که من یادم می آید از شب اول ماه محرم هیئت به پا بود و درحیسنیه هم مراسم عذاداری امام حسین .

ملا شعبان آزادواری ، سر دسته هیئت ما بود بقیه هم بودن که هنوز هستند و بعضی ها هم به زیر خاک رفتند . در اوایل جمعیت مردم کم بود، هیئتی کوچک که داخل آن هم چایخانه بود هم مردم شام نذری می خوردند و هم سینه می زدند . یادم می آید که هر کسی که نذری داشت آبگوشت در هیئت می دادند و هر دو نفر با هم در یک کاسه غذا می خوردند، با چراغ توری و بخاری آتشی . وسط حسینیه را پرده زده بودند ، زنها از مردها جدا . با بلند گوی باطری . تا اینکه ملا شعبان هم در تاریخ 5/6/1381 از میان ما رفت .

سر سید شب اول ماه محرم بچه ها آمدن تا یاد محرم را دوباره علم ببندند، همگی جمع شدند و با صلوات بر محمد علم را آوردند تا لباس بر تن بپوشند، اما گوئی هیچ کس بلد نبود، مردی آمد که از هر دو گوش کر بود . وقتی دید مثل اینکه هیچ کس درست نمی تواند علم ببندد ، آن مرد شروع به بوسیدن علم نمود و علم بر بست و گریه کرد و مردم متحیر ماندند و عذاداری به پا شد .

چند سال بعد

سال 1384 بیستم بهمن روز عاشورا مردم جمع شدند تا مثل همه سال ها دسته بگیرند و به پای مزار شهدا بروند، اما باران خیلی شدید بود و کمی داخل کوچه و خیابان سینه زدند ، اما باران شل نشد. ساعت 11 روز عاشورا مردم برگشتند به حسینیه برای گرم شدن و نهار . اما بچه های جوان آنقدر هیجان داشتند که نمی توانستند روز به این خوبی را هدر بدهند، زیر همان باران شدید، علم را وسط میدان به پا داشتند . در میان آب باران حلقه زدند و آنقدر یا حسین گفتند تا دلشان خالی شد . همگی زیر باران خیس خیس با پای برهنه . از آسمان باران زیر پا هم آب باران . کاش بودید و می دیدید آن یا حسین گفتن بچه های جوان و پیرمرد ها و زنها که حلقه زده بودند زیر باران .

یا حسین

نویسنده: غلام حلاج

 


نویسنده: داود ׀ تاریخ: دوشنبه 07 آذر 1390
׀ موضوع: [Post_Cat_Title] ׀ ارسال نظر(0)

 


نویسنده: داود ׀ تاریخ: دوشنبه 07 آذر 1390
׀ موضوع: [Post_Cat_Title] ׀ ارسال نظر(0)

صفحه قبل1...3233343536...56صفحه بعد

تمامی حقوق برای سایت روستای آزادوار محفوظ است. انتشار مطالب با ذکر منبع بلامانع است
ضمن تشکر از بازدید شما دوست عزیز از سایت روستای آزادوار
داود
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران