سرنوشت کتابخانه

امسال وقتی بعد از یک سال به روستا رفتم و به کتابخانه سرزدم . در ابتدای ورود به محوطه ساختمان درمانگاه و کتابخانه گوسفندانی که در محوطه در حال جولان بودند مشاهده کردم . بسیار ناراحت شدم از سرنوشت کتابخانه ای که با چه مشقتی با کمک دوستان  را ه اندازی کردیم و امروز با حدود 5 هزار کتاب خاک می خورد و استفاده ای از آن نمی شود .

شاید اگر های زیادی نبود امروز سرنوشت کتابخانه این نمی شد .

اگرهایی مثل :

امکان ثبت کانون فرهنگی در روستا وجود داشت .

امکان ثبت کتابخانه وجود داشت .

منیت هایمان را از بین می بردیم

می توانستیم کسی را برای فعال نگه داشتن کتابخانه استخدام کنیم.

و . . .

ولی نشد تا ، سرنوشت کتابخانه اینگونه  شود .

زمانی که داشتم مطلب نسبیت کارها را می نوشتم این موضوع را پیش بینی می کردم ولی نبود انگیزه ای . . .


نویسنده: azadvar ׀ تاریخ: سه‌شنبه 11 آذر 1399 ׀ موضوع: [Post_Cat_Title] ׀ ارسال نظر(3)

تمامی حقوق برای سایت روستای آزادوار محفوظ است. انتشار مطالب با ذکر منبع بلامانع است

ورود کاربران

خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید

رمز عبور را فراموش کرده‌اید؟
حساب کاربری ندارید؟

فراموشی رمز عبور

نام کاربری یا ایمیل خود را وارد کنید

یا

ثبت نام کاربران

در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید

قبلا ثبت نام کرده‌اید؟

نظرات کاربران

دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید