<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<?xml-stylesheet type="text/xsl" href="/posts/rss.xsl"?>
<rss version="2.0">
<channel>

<title>https://azadvar.loxblog.com</title>
<link>https://azadvar.loxblog.com</link>
<description></description>
<language>fa-ir</language>
<generator>loxblog.com</generator>
<copyright>loxblog.com</copyright>


<item>
<title>هلدینگ برادران اکرمی راد</title>
<link>https://azadvar.loxblog.com/هلدینگ-برادران-اکرمی-راد</link>
<guid>https://azadvar.loxblog.com/هلدینگ-برادران-اکرمی-راد</guid>

<description><![CDATA[
هلدینگ برادران اکرمی راد : به مدیریت رضا اکرمی&zwnj;راد&nbsp; یک کارآفرین و فعال اقتصادی محلی در روستای آزادوار (شهرستان جغتای، خراسان رضوی) است.
اطلاعات اصلی:

مدیر هلدینگ برادران اکرمی راد (سایت: 901000.ir).
متخصص در تأمین تجهیزات کشاورزی:

لوله و اتصالات آبیاری (پلی&zwnj;اتیلن، پیچی، فلنج&zwnj;دار و غیره).
ورق&zwnj;های ژئوممبران برای ساخت استخرهای کشاورزی (نمایندگی رسمی شرکت فرنام بسپار).
تجهیزات آبیاری قطره&zwnj;ای، نوار تیپ، شیرآلات و ابزارهای مرتبط.


هلدینگ با سال&zwnj;ها تجربه، محصولات را به سراسر ایران ارسال می&zwnj;کند و خدمات مشاوره فنی ارائه می&zwnj;دهد.
واقع در روستای آزادوار (دفتر مرکزی).

فعالیت&zwnj;های دیگر:

کشاورز نمونه منطقه (فعال در کشت و مدیریت مزارع).
کارآفرینی روستایی و ایجاد اشتغال محلی.
فعالیت&zwnj;های خیریه و اجتماعی در منطقه (ذکر شده در وبلاگ روستا).

تماس&zwnj;ها (از سایت رسمی):

تلفن: ۰۹۱۲۹۲۴۱۳۲۶ یا ۰۹۱۲۹۲۴۳۱۲۶
ایمیل: info@901000.ir
اینستاگرام: @reza._akramirad
تلگرام و واتساپ: از طریق شماره بالا.

ایشان به عنوان یکی از مشاهیر معاصر روستا معرفی شده و هلدینگ اش نقش مهمی در پشتیبانی از کشاورزی مدرن منطقه (مانند استخرهای ذخیره آب) دارد.
&nbsp;]]></description>

<pubDate>Sat, 11 Jul 2026 12:00:36 +0330</pubDate>
</item>


<item>
<title>درباره روستای آزادوار (شهر تاریخی آزادوار)</title>
<link>https://azadvar.loxblog.com/درباره-روستای-آزادوار-شهر-تاریخی-آزادوار</link>
<guid>https://azadvar.loxblog.com/درباره-روستای-آزادوار-شهر-تاریخی-آزادوار</guid>

<description><![CDATA[
روستای آزادوار، واقع در دشت جوین استان خراسان رضوی، یکی از آبادی&zwnj;های تاریخی ایران با قدمتی چند هزار ساله است. این روستا که پیشتر به عنوان قصبه (مرکز) ولایت گويان یا جوین شناخته می&zwnj;شد، در متون تاریخی و جغرافیایی پیش از حمله مغول به عنوان شهری آباد و پرجمعیت توصیف شده است. مقاله حاضر بر اساس جمع&zwnj;آوری اطلاعات از منابع تاریخی، جغرافیایی و متون محلی، به بررسی موقعیت جغرافیایی، سابقه تاریخی، وضعیت کنونی، امکانات، مشاهیر، فرهنگ عامه، زبان محلی و تحولات معاصر این دیار می&zwnj;پردازد. آزادوار با وجود ویرانی&zwnj;های ناشی از حملات تاریخی (مانند یورش مغول)، همچنان هویتی فرهنگی و اقتصادی حفظ کرده و امروزه با جمعیت حدود ۱۴۸۱ نفر (بر اساس سرشماری ۱۳۹۰)، به کشاورزی، دامداری و خدمات محلی متکی است. این مطالعه بر لزوم کاوش&zwnj;های باستان&zwnj;شناختی بیشتر برای روشن شدن هویت دقیق تاریخی تأکید دارد.
&nbsp;
مقدمه
در دل کویر خراسان، دشتی وسیع و پربرکت به نام دشت جوین همچون نگینی می&zwnj;درخشد. آزادوار، یکی از گوشه&zwnj;های این خاک زرخیز، خانه آبا و اجداد بسیاری از ایرانیان است. این روستا نه تنها نمادی از سکوت و آرامش کویری است، بلکه گنجینه&zwnj;ای از تاریخ، فرهنگ و مقاومت در برابر تحولات تاریخی به شمار می&zwnj;رود. وقتی قدم در خاک آن می&zwnj;گذارید، نگاه&zwnj;های آشنا و پرسش&zwnj;گر مردمان محلی، حس تعلق دیرین را برمی&zwnj;انگیزد: &laquo;چرا اینقدر دیر آمدی؟ چقدر دلتنگتان بودیم.&raquo;
&nbsp;
آزادوار (یا آزاذوار، اَزادْوار) در متون کهن به عنوان مرکز ولایت گويان (جوين) شناخته می&zwnj;شود. مورخین آن را قصبه جوین دانسته&zwnj;اند، جایی که پیش از یورش مغول (۶۱۸ ق/۱۲۲۱ م) شهری آباد بود. وجود تپه&zwnj;ها، ارگ، گورستان و آثار باستانی در محدوده&zwnj;ای به وسعت ۲۵۰۰۰۰ متر مربع، گواه این قدمت است. امید است کاوش&zwnj;های آینده میراث فرهنگی، هویت دقیق آن را روشن&zwnj;تر کند.
موقعیت جغرافیایی روستا
آزادوار در دهستان پایین جوین، بخش هلالی شهرستان جغتای، استان خراسان رضوی واقع شده است. مختصات جغرافیایی آن حدود ۵۶&deg;۴۳' طول شرقی و ۳۶&deg;۴۴' عرض شمالی است. این روستا در مجاورت راه&zwnj;آهن تهران-مشهد، ۲ کیلومتری ایستگاه آزادور، ۴۰ کیلومتری بخش جغتای و ۱۵۰ کیلومتری سبزوار قرار دارد.
&nbsp;
از شمال به کوه مراد، از شرق به خلیل&zwnj;آباد و ایستگاه راه&zwnj;آهن آزادور، از جنوب به کوه درخت بید و روستای کلاته ملا، و از غرب به عبدل&zwnj;آباد، قلعه نو و شفیع&zwnj;آباد محدود می&zwnj;شود. روستا در دره&zwnj;ای شرقی-غربی به عرض ۷ تا ۱۲ کیلومتر، میان کوه&zwnj;های ساتیل&zwnj;موش (۱۲۱۳ متر) و مراد (۱۲۶۵ متر) در شمال، و کوه&zwnj;های کمرسرخ، درخت بید و قره&zwnj;چشمه (۱۵۷۵ متر) در جنوب واقع است.
رودخانه جوین (کال شور) در شمال دره و زمین&zwnj;های زراعی جریان دارد. قنات&zwnj;هایی از دامنه کوه مراد، سرسبزی گذشته را تأمین می&zwnj;کردند. ابعاد کنونی روستا حدود ۲۰۰۰ در ۸۰۰ متر است. این موقعیت استراتژیک بر سر راه ارتباطی خراسان و گرگان (بخشی از جاده ابریشم)، اهمیت تاریخی آن را دوچندان کرده است.
وضعیت کنونی روستا
بر اساس سرشماری سال ۱۳۹۰، آزادوار دارای ۴۵۳ خانوار، ۴۵۳ واحد مسکونی و جمعیتی برابر ۱۴۸۱ نفر (۷۷۰ مرد و ۷۱۱ زن) است. روستا از طریق ایستگاه راه&zwnj;آهن آزادور و جاده آسفالته جاجرم-نقاب با دیگر نقاط ارتباط دارد و از امکانات برق، آب لوله&zwnj;کشی، تلفن، اینترنت وای&zwnj;فای برخوردار است.
شغل اصلی اهالی زراعت، باغداری و کارگری ساده است. زبان فارسی دری و مذهب شیعه اثنی&zwnj;عشری غالب است. منابع آبی شامل یک رشته قنات، ۱۸ چاه عمیق و یک چاه نیمه&zwnj;عمیق است. محصولات عمده: گندم، جو، چغندرقند، پنبه، خربزه و هندوانه و پسته و انگور دامداری نیز رواج دارد.
امکانات روستا:
اداری: دهیاری، اداره پست، مخابرات، شعبه پست بانک، بانک کشاورزی (با عابربانک)، صندوق قرض&zwnj;الحسنه فردوسی، شرکت تعاونی (بیش از ۳۵۰۰ عضو، پوشش ۲۵ روستا)، خانه بهداشت، پایگاه بسیج، کانون فرهنگی.
زیرساختی: پست برق فشار قوی ۱۳۲ کیلوولت، مرکز آب شرب (پوشش ۱۰ روستا).
آموزشی: دبستان، راهنمایی، دبیرستان (پسرانه و دخترانه)، مهدکودک.
ورزشی: زمین فوتبال با رختکن، باشگاه بدنسازی.
مذهبی: مسجد، حسینیه، فاطمیه، زینبیه، هیئت.
فرهنگی: کتابخانه، کانون فرهنگی بسیج.
تفریحی: پارک کودک. سالن ورزشی
سیاحتی: آرامگاه سید حسن غزنوی، ارگ باستانی حاکم گويان، دهنه گردشگری دهن شیر، آسیاب بادی در رشته&zwnj;کوه دوشاخ، تپه گزا، تپه ملا عبدالله، قلعه باقرآباد، نرقان، قنات دیدینی و تاریخی.
خدماتی: درمانگاه، سه نانوایی، پمپ بنزین، کارواش، مکانیکی، سه باسکول ۶۰ تنی، شیرینی&zwnj;پزی، هلدینگ برادران اکرمی&zwnj;راد.
کشاورزی: ۱۹ حلقه چاه، قنات، مرکز خرید گندم، سیلو (دو انبار ۲۰۰۰ تنی)، مراکز جمع&zwnj;آوری چغندرقند، خدمات مکانیزاسیون، کلینیک گیاه&zwnj;پزشکی.
دامداری: چهار گاوداری، مرکز جمع&zwnj;آوری شیر، لبنیاتی، پرورش ماهی.
معدنی-صنعتی: کارخانه آسفالت گرم، کارگاه و معدن بالاست راه&zwnj;آهن، کارخانه شن و ماسه.
کمبودها: داروخانه، آمبولانس درمانگاه،
&nbsp;
قنات آزادوار: طول ۲۸۰۰ متر، ۱۳۰ میله چاه، عمق مادرچاه ۳۵ متر، دبی ۵۰ لیتر بر ثانیه، ۳۸ مالک، ۸۰ هکتار اراضی تحت کشت.
&nbsp;
جاذبه&zwnj;های تاریخی و سیاحتی
آرامگاه سید حسن غزنوی: در شمال شرق روستا، بنایی هشت&zwnj;ضلعی از بیرون و چهارضلعی از درون. هسته مرکزی به قرن هشتم، ایوان&zwnj;ها و غرفه&zwnj;ها به قرن&zwnj;های نهم و یازدهم نسبت داده شده. تاریخ ۱۳۲۶ ه&zwj;.ق موجود است. متعلق به اشرف&zwnj;الدین ابومحمد حسن غزنوی (د ۵۶۵ ق/۱۱۷۰ م)، شاعر عصر غزنویان. ثبت ملی به شماره ۲۰۶۵. زیارتگاه محلی با موقوفات.
قلعه حاکم&zwnj;نشین گويان: دژی با خندق و چهار برج، سه طبقه، سوراخ&zwnj;های متعدد. قدمت پیش از قرن هفتم (پیش از مغول) تخمین زده می&zwnj;شود، با توجه به قدمت آزادوار به عنوان حاکم&zwnj;نشین.
سایر آثار: تپه&zwnj;ها، ارگ، گورستان، آسیاب بادی، دهن شیر و غیره.
گویش و زبان محلی
گویش محلی از پارسی دری است و به پهلوی نزدیک&zwnj;تر از فارسی نو. ویژگی&zwnj;ها:
&nbsp;
تبدیل &laquo;ا&raquo; به &laquo;اَ&raquo; (خانه: خَنه).
&laquo;ا&raquo; به &laquo;اِ&raquo; (آینه: اِینه).
&laquo;ی&raquo; به &laquo;اِ&raquo; (می&zwnj;خوانم: مِخنم).
&laquo;و&raquo; به &laquo;ی&raquo; (زانو: زنی).
و سایر تغییرات آوایی مانند &laquo;ف&raquo; به &laquo;و&raquo;، &laquo;ب&raquo; آخر به &laquo;و&raquo;، &laquo;ر&raquo; به &laquo;ل&raquo; و غیره.
&nbsp;
این ویژگی&zwnj;ها هویت زبانی غنی منطقه را نشان می&zwnj;دهد.
&nbsp;
بازی&zwnj;ها و غذاهای محلی
بازی&zwnj;ها: آقا ملا داد، هوپن هوپنک، تیشله&zwnj;بازی، الک&zwnj;بازی، کبدی، توپ و چوب، سنگ سنگ چله پا.
غذاها: آش جوش بَرَه، کَمِه جوش (ماست جوش)، فتیر، لقری، کلوچه محلی، مستوه برنج، چفلک، کَمه گوجه.
این عناصر فرهنگی، پیوند عمیق مردم با سنت&zwnj;ها را نشان&nbsp; می دهد..
&nbsp;
آغاز اسلام در آزادوار
فتح منطقه در حدود سال ۳۰ یا ۳۱ ه&zwj;.ق، در زمان خلافت عثمان، توسط نیروهای عبدالله بن عامر. منابع بلاذری، گردیزی و حاکم نیشابوری این رویداد را تأیید می&zwnj;کنند. آزادوار به عنوان نقطه&zwnj;ای کلیدی در گسترش اسلام در خراسان نقش داشته است.
&nbsp;
سابقه تاریخی
آزادوار پیش از مغول شهری آباد و مرکز جوین بود. متون اصطخری، ابن حوقل، مقدسی، حدودالعالم، یاقوت حموی و دیگران آن را پرجمعیت، حاصلخیز و بر سر راه کاروان&zwnj;ها توصیف کرده&zwnj;اند. در حمله مغول ویران شد و بعدها به عنوان دیه شناخته شد. مرکزیت به فریومد منتقل گردید.
&nbsp;
سنگ&zwnj;نگاره&zwnj;ها: شواهدی از دوران نوسنگی (حدود ۱۰۲۵ هزار سال پیش از میلاد) در کوه&zwnj;های غربی جوین، با نقوش بز کوهی و حیوانات.
&nbsp;
خاندان جوینی: مشاهیر بزرگی مانند علاءالدین عطاملک جوینی (مؤلف تاریخ جهانگشا) و شمس&zwnj;الدین محمد جوینی (صاحب دیوان) از این منطقه برخاسته&zwnj;اند.
&nbsp;
جزئیات گسترده حملات مغول، ویرانی&zwnj;ها و بازسازی&zwnj;ها در متون جوینی، وصاف و دیگران آمده است.
&nbsp;
مشاهیر تاریخی
ابوعبدالله محمدبن حفص... شعرانی آزادواری (د ۳۱۳ ق).
ابراهیم بن عبدالرحمن بن سهل آزادواری (قرن ۴).
ابوموسی هارون بن محمد آزادواری جوینی (ادیب و فقیه، قرن ۳).
امام الحرمین عبدالملک بن عبدالله جوینی.
بهاءالدین محمد جوینی.
علاءالدین عطاملک جوینی.
خواجه شمس&zwnj;الدین محمد جوینی (وزیر، شاعر، ذوالسانین).
و دیگران.
&nbsp;
بیوگرافی مختصر خواجه شمس&zwnj;الدین: زاده آزادوار، وزیر هولاکو و اباقا، خدمات عمرانی (مانند قنات صاحب&zwnj;آباد)، قتل در ۶۸۳ ق بر اثر دسیسه&zwnj;ها. جزئیات درخشان زندگی، شعر، تواضع و سقوط خاندان جوینی در منابع تاریخی ثبت شده است. (این بخش را می&zwnj;توان با نقل قول&zwnj;های مفصل گسترش داد.)
&nbsp;
عطاملک جوینی: مورخ، حاکم بغداد، نویسنده تاریخ جهانگشا. خدمات فرهنگی در برابر ویرانی&zwnj;های مغول.
&nbsp;
مشاهیر معاصر
&nbsp;
۱. دکتر علی عسگری: رئیس سابق سازمان امور مالیاتی، اقتصاددان.

۲. دکتر مهدی آزادواری: فوق دکترای اقتصاد از مسکو، دکترای مهندسی مالی دانشگاه تهران. رئیس انجمن سرمایه&zwnj;گذاری&zwnj;های مشترک ایرانی و خارجی اتاق بازرگانی، رئیس گروه سرمایه&zwnj;گذاری سفیران اوراسیا، مدیرعامل سابق گروه صنایع بهشهر، و غیره. فعال در روابط اقتصادی با اوراسیا و BRICS

&nbsp;۳. دکتر محدثه آزادواری: متخصص طب فیزیکی و توانبخشی، عضو هیئت علمی دانشگاه علوم پزشکی تهران.

۴. سرهنگ قنبرعلی آزادواری.
۵. دکتر عباسعلی رضازاده: استاد زمین&zwnj;شناسی و گوهرشناس.
۶. رضا اکرمی راد مدیر هلدینگ برادران اکرمی&zwnj;راد : هلدینگ فعال در حوزه تأمین تجهیزات کشاورزی، لوله و اتصالات کشاورزی، استخرهای ژئوممبران ( نمایندگی رسمی فرنام بسپار ) و فعالیت&zwnj;های کارآفرینی و خیریه در منطقه و کشاورز نمونه منطقه . https://901000.ir/

۷. سیاوش آزادواری: مشاور مالی شهرداری تهران و بازرس (اصلی یا علی&zwnj;البدل) شرکت تعاونی تولیدی توزیعی کارکنان شهرداری تهران (شهریار).

&nbsp;
شهیدان روستا
۹ شهید فروزان، از جمله حسین آزادواری، محمود رضازاده ،&nbsp; علی حسین ابادی،&nbsp; &nbsp;اسدا... عباسی&nbsp; ، حسین کیوانلو&nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp;، &nbsp;نصرا... خادمی&nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp;، علی اکبرآزادواری&nbsp; ، &nbsp;اسدا... ابویسانی&nbsp; &nbsp;، میلاد آزادواری&nbsp; &nbsp; &nbsp;در عملیات&zwnj;های دفاع مقدس .
&nbsp;
ولایت گويان/جوین
&nbsp;
پیشینه کهن، ارتباط با جاده ابریشم، سنگ&zwnj;نگاره&zwnj;های نوسنگی، فتح اسلامی، و تحولات پس از مغول. جوین ولایتی بزرگ با صدها روستا و قنات بود.
&nbsp;
زمین&zwnj;لرزه&zwnj;های تاریخی
زلزله&zwnj;های ۷۶۳ م، ۸۵۶ م (قومس)، ۱۰۵۲ م (بیهق) و دیگران ممکن است در ویرانی آزادوار نقش داشته باشند. کاوش&zwnj;های بیشتر لازم است.
&nbsp;
نتیجه&zwnj;گیری
&nbsp;
آزادوار نمادی از پایداری فرهنگی ایرانی است. از مرکز تاریخی جوین تا روستای معاصر، این دیار تاریخ، فرهنگ و اقتصاد غنی دارد. حفظ میراث، رفع کمبودها و بهره&zwnj;برداری از پتانسیل&zwnj;های گردشگری و کشاورزی، کلید توسعه پایدار است. تحقیقات آینده باید بر کاوش باستان&zwnj;شناسی، مستندسازی گویش و اقتصاد محلی تمرکز کند.
&nbsp;
منابع: (فهرست کامل متون ذکرشده در سند: ویکی&zwnj;پدیا، لغت&zwnj;نامه دهخدا، بلاذری، یاقوت، مقدسی، جوینی، اعتمادالسلطنه، و منابع محلی مانند پیشینه تاریخی حاکم&zwnj;نشین جوین منصور جغتایی، گلگشت در وطن ایرج افشار، دیوان سید حسن غزنوی و غیره).]]></description>

<pubDate>Sat, 11 Jul 2026 11:30:42 +0330</pubDate>
</item>


<item>
<title>سرنوشت کتابخانه</title>
<link>https://azadvar.loxblog.com/سرنوشت-کتابخانه</link>
<guid>https://azadvar.loxblog.com/سرنوشت-کتابخانه</guid>

<description><![CDATA[
سرنوشت کتابخانه 
امسال وقتی بعد از یک سال به روستا رفتم و به کتابخانه سرزدم . در ابتدای ورود به محوطه ساختمان درمانگاه و کتابخانه گوسفندانی که در محوطه در حال جولان بودند مشاهده کردم . بسیار ناراحت شدم از سرنوشت کتابخانه ای که با چه مشقتی با کمک دوستان &nbsp;را ه اندازی کردیم و امروز با حدود 5 هزار کتاب خاک می خورد و استفاده ای از آن نمی شود . 
شاید اگر های زیادی نبود امروز سرنوشت کتابخانه این نمی شد .
اگرهایی مثل :
امکان ثبت کانون فرهنگی در روستا وجود داشت .
امکان ثبت کتابخانه وجود داشت .
منیت هایمان را از بین می بردیم 
می توانستیم کسی را برای فعال نگه داشتن کتابخانه استخدام کنیم.
و . . . 
ولی نشد تا ، سرنوشت کتابخانه اینگونه &nbsp;شود .
زمانی که داشتم مطلب نسبیت کارها را می نوشتم این موضوع را پیش بینی می کردم ولی نبود انگیزه ای . . . ]]></description>

<pubDate>Thu, 25 Jun 2026 19:41:06 +0330</pubDate>
</item>


<item>
<title>کشتی با چوخه در جغتای</title>
<link>https://azadvar.loxblog.com/کشتی-با-چوخه-در-جغتای</link>
<guid>https://azadvar.loxblog.com/کشتی-با-چوخه-در-جغتای</guid>

<description><![CDATA[


روز عید قربان همچون گذشته کشتی با چوخه برگزار می شود

 

همه ساله یک دوره رقابت کشتی باچوخه به مناسبت عید سعید قربان در شهرستان جغتای برگزار می شود. امسال هم این رقابتها روز 24 مهرماه در سالن شهید چمران برگزار خواهد شد.


به گزارش جغتای سلام به نقل از خبرگزاری مهر، سرپرست اداره ورزش و جوانان شهرستان جغتای از برگزاری مسابقه کشتی باچوخه به مناسبت عید سعید قربان خبر داد.
علی یزدی گفت: همه ساله یک دوره رقابت کشتی باچوخه به مناسبت عید سعید قربان در شهرستان جغتای برگزار می شود.
وی افزود: امسال این رقابتها روز ۲۴ مهرماه در سالن شهید چمران برگزار خواهد شد.
سرپرست اداره ورزش و جوانان شهرستان جغتای با اشاره به استقبال فراوان کشتی گیران سراسر استان از این رقابتها گفت: همه ساله چوخه کاران شهرستانهای استان خراسان شمالی نیز در این مسابقات شرکت می کنند.

منبع:پیام جغتای
]]></description>

<pubDate>Thu, 25 Jun 2026 19:41:06 +0330</pubDate>
</item>


<item>
<title>اهدای اعضای جوان ۲۲ ساله، اهدای زندگی به ۶ بیمار نیازمند</title>
<link>https://azadvar.loxblog.com/اهدای-اعضای-جوان--ساله-اهدای-زندگی-به--بیمار-نیازمند</link>
<guid>https://azadvar.loxblog.com/اهدای-اعضای-جوان--ساله-اهدای-زندگی-به--بیمار-نیازمند</guid>

<description><![CDATA[

به گزارش&nbsp;پیام جغتای&nbsp;؛ریاست شبکه بهداشت و درمان جغتای گفت:&nbsp;پس از اینکه مرگ مغزی آقای سهراب فریمانه جوان ۲۲ساله جغتایی &nbsp;ساکن روستای فریمانه ، توسط اعضاء کمیته تأیید و تشخیص مرگ مغزی &nbsp;دانشگاه علوم پزشکی سبزوار&nbsp;تأیید گردید با اخذ رضایت جوان مرگ مغزی &nbsp;از بیمارستان امداد شهید بهشتی سبزوار به بیمارستان منتصریه مشهد اعزام شد ودر ششمین عمل اهداء عضو سال ۹۲ باعث نجات جان۶ نفر از همنوعان نیازمند شد.
&nbsp;
جغتایی افزود: کلیه های زنده یاد به خانمی ۱۸ ساله اهل تربت حیدریه&nbsp;&nbsp;و خانمی ۳۲ساله اهل مشهد که سالها از نارسایی کلیه رنج می برند به طور رایگان اهداء و پیوند زده شد. کبد این جوان &nbsp;جهت اهداء و پیوند &nbsp;به خانمی ۱۹ ساله اهل خوزستان&nbsp;به بیمارستان نمازی شیراز&nbsp;ارسال شد . و قرینه ها و قسمتی&nbsp;&nbsp;از پوست جهت اهداء و پیوند برداشته شد .
وی در پایان گفت:امید است انجام این امر خداپسندانه باعث خشنودی خداوند بزرگ و شادی روح مرحوم سهراب فریمانه و آرامش خانواده بزرگوارشان گرد.
منبع :پیام جغتای
]]></description>

<pubDate>Thu, 25 Jun 2026 19:41:06 +0330</pubDate>
</item>


<item>
<title>ساخت راه آهن گرمسار - مشهد</title>
<link>https://azadvar.loxblog.com/ساخت-راه-آهن-گرمسار---مشهد</link>
<guid>https://azadvar.loxblog.com/ساخت-راه-آهن-گرمسار---مشهد</guid>

<description><![CDATA[

اولین خطی که پس از خط سراسری اقدام به ساختمان آن گردید، خط گرمسار-مشهد بود. ساختمان خط مزبور از روز ۲۴ اسفند ۱۳۱۶ آغاز و زیرسازی و ریل گذاری آن تا ایستگاه شاهرود به طول ۳۱۵ کیلومتر تا سال ۱۳۲۰ به اتمام رسیده و بهره برداری از آن شروع شد. 

اولین خطی که پس از خط سراسری اقدام به ساختمان آن گردید، خط گرمسار-مشهد بود. ساختمان خط مزبور از روز ۲۴ اسفند ۱۳۱۶ آغاز و زیرسازی و ریل گذاری آن تا ایستگاه شاهرود به طول ۳۱۵ کیلومتر تا سال ۱۳۲۰ به اتمام رسیده و بهره برداری از آن شروع شد. لیکن عملیات ساختمانی از شاهرود به بعد به علت بروز جنگ جهانی دوم متوقف گردید تااینکه بعداز پایان جنگ مجددا عملیات ساختمانی آن از سال ۱۳۲۶ به وسیله وزارت راه و از اعتبارات سازمان برنامه شروع گردید و پس از پیشرفت عملیات ساختمانی از اسفندماه ۱۳۳۳ ریل گذاری آن به وسیله اداره ساختمان وزارت راه و از هفدهم دیماه ۱۳۳۴ توسط راه آهن دولتی ایران آغاز و درهفدهم دیماه ۱۳۳۵ خاتمه یافت و از همان تاریخ اقدام به قبول بار از همه نقاط راه آهن به این خط گردید.
منبع ويكي پديا

&nbsp;]]></description>

<pubDate>Thu, 25 Jun 2026 19:41:06 +0330</pubDate>
</item>


<item>
<title>هنرور: روستاهای بخش مرکزی تا زمستان گازرسانی می شود</title>
<link>https://azadvar.loxblog.com/هنرور-روستاهای-بخش-مرکزی-تا-زمستان-گازرسانی-می-شود</link>
<guid>https://azadvar.loxblog.com/هنرور-روستاهای-بخش-مرکزی-تا-زمستان-گازرسانی-می-شود</guid>

<description><![CDATA[
به گرازش پیام جغتای&nbsp;فرماندار شهرستان&nbsp;جغتای&nbsp;در دومین جلسه شورای اداری در محل امام&nbsp;زاده سیدمحمد علوی(ع) گفت: روستاهای بخش مرکزی شهرستان ان&nbsp;شاءا&hellip; تا زمستان امسال گازرسانی می&nbsp;شوند. &laquo;مهدی هنرور&raquo; همچنین آغاز به کار شوراهای جدید را تبریک گفت و افزود: روسای شوراهای اسلامی دقت داشته باشند که ضمن مطالعه دقیق قوانین و مقررات و آشنایی با وظایف خود، طبق قانون عمل و حتما در مکاتبات خود از مُهر دوره چهارم شوراها استفاده کنند. وی افزود: امیدواریم با تلاش و همکاری این عزیزان بتوانیم برای توسعه شهرستان گام برداریم. فرماندار افزود: روستاهای بخش مرکزی از &laquo;زرقان&raquo; تا &laquo;دستوران&raquo; در زمستان امسال از نعمت گاز برخوردار می&nbsp;شوند.
منبع:پيام جغتاي]]></description>

<pubDate>Thu, 25 Jun 2026 19:41:06 +0330</pubDate>
</item>


<item>
<title>شرایط احراز و نحوه انتخاب و عزل دهیار</title>
<link>https://azadvar.loxblog.com/شرایط-احراز-و-نحوه-انتخاب-و-عزل-دهیار</link>
<guid>https://azadvar.loxblog.com/شرایط-احراز-و-نحوه-انتخاب-و-عزل-دهیار</guid>

<description><![CDATA[

شرایط احراز و نحوه انتخاب و عزل دهیار
ماده 49 : 
شورا موظف است ظرف مدت 15 روز پس از آغاز دوره فعالیت قانونی با توجه به مفاد ماده 51 این آیین&zwnj;نامه، فردی را به عنوان دهیار انتخاب و به منظور صدور حكم و كارت دهیاری به بخشداری محل معرفی نماید. 
ماده 50 : 
شورا حق نظارت بر حسن اداره دهیاری، اجرای مصوبات شورا و حفظ و نگهداری سرمایه&zwnj;ها و داراییهای نقدی، جنسی، منقول و غیرمنقول كه در اختیار دهیاری می&zwnj;باشد، همچنین حساب درآمد و هزینه


شرایط احراز و نحوه انتخاب و عزل دهیار
ماده 49 : 
شورا موظف است ظرف مدت 15 روز پس از آغاز دوره فعالیت قانونی با توجه به مفاد ماده 51 این آیین&zwnj;نامه، فردی را به عنوان دهیار انتخاب و به منظور صدور حكم و كارت دهیاری به بخشداری محل معرفی نماید. 
ماده 50 : 
شورا حق نظارت بر حسن اداره دهیاری، اجرای مصوبات شورا و حفظ و نگهداری سرمایه&zwnj;ها و داراییهای نقدی، جنسی، منقول و غیرمنقول كه در اختیار دهیاری می&zwnj;باشد، همچنین حساب درآمد و هزینه آن را دارد. 
ماده 51 : 
شرایط احراز سمت دهیار:
الف) تابعیت كشور جمهوری اسلامی ایران
ب) اعتقاد به مبانی جمهوری اسلامی ایران و قانون اساسی
ج) داشتن حداقل 25 سال و حداكثر 65 سال سن و حتی&zwnj;المقدور تأهل
د) سكونت در زمان تصدی سمت دهیار در روستا
ه- ) برخورداری از توانایی جسمی و روحی برای انجام كار
و) دارا بودن حداقل مدرك تحصیلی دیپلم 
تبصره : در صورت عدم وجود فرد با تحصیلات مناسب، شورا می&zwnj;تواند با توافق شورای بخش نسبت به تعیین فردی با تحصیلات كمتر برای تصدی سمت دهیار اقدام نماید.
ز) داشتن حسن شهرت و عدم اعتیاد به مواد مخدر
ح) نداشتن سابقه محكومیت كیفری كه موجب محرومیت از تمام یا بعضی حقوق اجتماعی باشد
ط) داشتن كارت پایان خدمت وظیفه عمومی و یا معافیت دائم از خدمت
ی) عدم اشتغال به كار دولتی در زمان تصدی سمت دهیاری
ك) اشتغال تمام وقت به سمت دهیاری
ل) دهیار نمی&zwnj;تواند همزمان عضو شورای روستا باشد
تبصره : در حوزه&zwnj;های انتخابیه كمتر از 1500 نفر جمعیت كه دهیار به طور نیمه&zwnj;وقت فعالیت می&zwnj;نماید رعایت بند &laquo;ی&raquo; و &laquo;ك&raquo; الزامی نمی&zwnj;باشد.
ماده 52 : 
مدت خدمت دهیار از زمان صدور حكم شروع بكار رسمی چهار سال می&zwnj;باشد و انتخاب مجدد وی بلامانع است.
&nbsp;
تبصره : دهیار موظف است حداكثر یك هفته پس از پایان خدمت از سمت دهیار، كارت و حكم خود را تسلیم شورا نماید.
ماده 53 : 
دهیار موظف است در بدو خدمت و پس از آن در مواقعی كه از قبل توسط بخشدار اعلام می&zwnj;گردد، بر اساس برنامه&zwnj;های پیش&zwnj;بینی شده از سوی وزارت كشور، آموزشهای مورد نیاز را طی نماید. 
ماده 54 : 
خدمت دهیار در موارد زیر به پایان می&zwnj;رسد
1- فوت و جنون
2- از دست دادن هر یك از شرایط احراز سمت دهیار به تشخیص شورای روستا
3- قبول استعفاء از سمت دهیاری توسط شورا
4- عزل دهیار با رأی اكثریت اعضای شورا (با رعایت مقررات مربوطه)
5- عدم حضور در محل خدمت بیشتر از 15 روز بدون كسب مجوز از شورا و یا نداشتن عذر موجه، به تشخیص شورا.
6- صدور حكم محكومیت از طرف مراجع صالح قضایی مبنی بر انفصال از خدمت.
ماده 55 : 
چنانچه یك یا چند نفر از اعضای شورا نسبت به عملكرد دهیار یا عملیات دهیاری اعتراض و یا ایرادی داشته باشند، ابتدا توسط رئیس شورا، موارد را به صورت واضح به دهیار تذكر كتبی خواهند داد. در صورت عدم رعایت مفاد مورد تذكر، موضوع به صورت سئوال مطرح خواهد شد كه در این صورت رئیس شورا سئوال را كتباً به دهیار ابلاغ خواهد كرد و حداكثر ظرف ده روز پس از ابلاغ، دهیار موظف به حضور در جلسه عادی یا فوق&zwnj;العاده شورا و پاسخ به سئوال می&zwnj;باشد. چنانچه دهیار از حضور استنكاف ورزیده و یا پاسخ، قانع&zwnj;كننده تشخیص داده نشود، طی جلسة دیگری موضوع مورد بررسی قرار می&zwnj;گیرد و شورا می&zwnj;تواند با رأی اكثریت مطلق اعضا، دهیار را بركنار كند و فرد جدیدی را انتخاب نماید. 
ماده 56 : 
دهیار موظف است گزارش&zwnj;های مورد درخواست شورا را تهیه و در موعد مقرر برای آن ارسال نماید و در صورت تقاضای شورا مبنی بر حضور دهیار و پاسخگویی به سئوالات در رأس موعد و محل مقرر اقدام نماید. 
ماده 57 : 
دهیار موظف است گزارش ماهانه فعالیت&zwnj;های دهیاری را برای شورا و رونوشت آن را برای بخشداری به طور مكتوب ارسال نماید. 
ماده 58 : 
دهیار باید تابلویی از ساعات حضور و كار خود در محل دهیاری را برای اطلاع اهالی در مكانی مناسب نصب نماید. 
ماده 59 : 
به منظور اجرای مطلوب و هماهنگ قانون شوراهای اسلامی كشور در روستاها، وزارت كشور مسئول آموزش&zwnj;های لازم اعضای شوراها و نیز مجریان قانون مذكور بوده و نیز موظف است آیین&zwnj;نامه&zwnj;های اجرایی مورد نیاز را تهیه و پس از تصویب هیأت وزیران برای اجرا ابلاغ نماید. 
این آیین&zwnj;نامه مستند به مادة 94 قانون تشكیلات، وظایف و انتخابات شوراهای اسلامی كشور و انتخاب شهرداران مصوب 1/3/75 بنا به پیشنهاد وزارت كشور در تاریخ 11/1/78 به تصویب هیأت وزیران رسید
منبع :سايت استانداري كردستان]]></description>

<pubDate>Thu, 25 Jun 2026 19:41:06 +0330</pubDate>
</item>


<item>
<title>امور مالی شورا</title>
<link>https://azadvar.loxblog.com/امور-مالی-شورا</link>
<guid>https://azadvar.loxblog.com/امور-مالی-شورا</guid>

<description><![CDATA[
امور مالی
ماده 35 : 
شورا موظف به همكاری با شورای اسلامی بخش جهت گردآوری اطلاعات صحیح به منظور وضع عوارض متناسب با تولیدات كشاورزی و درآمدهای كسب و پیشه اهالی روستا به منظور تأمین بخشی از بودجه&zwnj;های عمرانی حوزه بخش می&zwnj;باشد. 

امور مالی
ماده 35 : 
شورا موظف به همكاری با شورای اسلامی بخش جهت گردآوری اطلاعات صحیح به منظور وضع عوارض متناسب با تولیدات كشاورزی و درآمدهای كسب و پیشه اهالی روستا به منظور تأمین بخشی از بودجه&zwnj;های عمرانی حوزه بخش می&zwnj;باشد. 
ماده 36: 
شورا موظف است بر حسن اجرای مقررات مربوط به جمع&zwnj;آوری عوارض وضع شده از سوی شورای اسلامی بخش و واریز آن به حسابهای مربوطه از سوی مودیان و یا دهیار، نظارت كامل داشته باشد. 
ماده 37: 
تمامی درآمدها اعم از كمكهای بلاعوض مردم، عوارض دریافتی از اهالی، درصورت تخصیص كمكهای دولت برای اجرای برنامه&zwnj;های عمرانی و سایر ردیفهای دریافتی باید بر طبق برنامه&zwnj;هایی كه قبلاً به صورت بودجه سالانه و در قالب طرحهای عمرانی و یا مصارف جاری به تصویب شورا و تأیید شورای اسلامی بخش رسیده است و با رعایت قوانین و مقررات مربوطه به مصرف عمران و آبادانی روستا برسد.
تبصره 1 : در صورت نیاز به اجرای برنامه جدید در طی ایام سال و پس از تصویب بودجه سالانه، شورا می&zwnj;تواند به صورت الحاق به بودجه سالانه، آن برنامه را تنظیم و پس از تأیید شورای بخش اجرا نماید.
تبصره 2 : در مواردی كه طرحهای مشترك بوسیله چند روستا به مورد اجرا گذارده می&zwnj;شود انجام آن علاوه بر تصویب شورا باید با هماهنگی شورای اسلامی بخش باشد.
ماده 38 : 
شورا و دهیار موظفند به منظور حفظ و نگهداری كلیه وجوه دریافتی و درآمدهایی كه در طول هر دوره فعالیت قانونی تحصیل می&zwnj;نمایند حسابی را در نزد یكی از نزدیكترین شعب بانكهای كشور به نام شورا افتتاح نمایند و تمامی وجوه نقد را به محض وصول به آن حساب واریز كنند. 
ماده 39 : 
هرگونه برداشت از حساب موجودی و اعتبارات شورا، باید در قالب بودجه سالانه و طرحها و مخارجی كه از قبل به تصویب شورا رسیده است و با امضای رئیس و امضای منشی و مهر شورا باشد. 
ماده 40 : 
شورا مكلف است كلیه فعالیتهای مالی خود و دهیاری، اعم از درآمد، مخارج و مانده حسابها را به طور نوبه&zwnj;ای و بر طبق فرمهای دریافتی به اطلاع شورای اسلامی بخش برساند. 
ماده 41 : 
شورا باید در پایان هر سال مالی، ترازنامه مالی خود و دهیاری را طبق فرمهای دریافتی جهت اطلاع عموم اهالی به طریق ممكن انتشار دهد. 
ماده 42 : 
شورا موظف است در پایان هر سال شمسی و با توجه به برنامه&zwnj;های چهارساله دوره خود و برآورد عواید و درآمدهای سال آتی، بودجه جاری و عمرانی شورا برای سال آینده را در سه نسخه تنظیم نماید و در اولین روز اسفند همان سال نسخه اصل را برای بخشدار مربوطه و نسخه دوم را به شورای اسلامی بخش ارسال و نسخه سوم را بعنوان سابقه در دفاتر شورا بایگانی نماید.
تبصره : شورای اسلامی بخش و بخشدار مربوطه می&zwnj;توانند نظرات اصلاحی و تكمیلی خود را حداكثر تا دو هفته قبل از پایان سال به شورا اعلام نمایند تا در صورت تجدیدنظر، آنرا در شورا مطرح و پس از تصویب به صورت متمم بودجه به مراجع مذكور ارسال دارد.
ماده 43 : 
تمامی اموال دهیاری اعم از منقول و غیرمنقول به ترتیب تحویل اعضای شورا و دهیار می&zwnj;باشد و اعضای شورا و دهیار در مقابل حفظ و نگهداری آن مسئول می&zwnj;باشند. 
ماده 44 : 
خرید یا فروش كلیه اموال منقول و اجاره مكانهای لازم برای شورا و دهیاری یا كرایه دادن اماكن متعلق به دهیاری با تصویب دوسوم كل اعضاء و طی ضوابط قانونی قابل اجرا می&zwnj;باشد و خرید یا فروش اموال غیرمنقول شورا و دهیاری علاوه بر تصویب دوسوم اعضا و طی مراحل فوق باید به توافق شورای اسلامی بخش صورت گیرد.
تبصره : عواید حاصل از فروش و اجاره داراییهای دهیاری باید به محض دریافت به حساب بانكی دهیاری واریز شود.
ماده 45 : 
مخارج اداری شورا از قبیل تهیه اثاثه و وسایل اداری، دفاتر و حق&zwnj;الزحمه شركت اعضا در جلسات از محل بودجه ماده 37 این آیین&zwnj;نامه تأمین خواهد شد.
تبصره : نحوه و میزان حق&zwnj;الزحمه شركت اعضاء در جلسات طبق دستورالعملی است كه وزارت كشور تهیه می&zwnj;كند و به تصویب هیأت وزیران می&zwnj;رسد.
ماده 46: 
دهیار موظف است در پایان دوره فعالیت قانونی خود، صورت كاملی از كلیه اموال و داراییهای شورا و دهیاری را تنظیم و در اولین روز شروع به كار رسمی دهیار جدید، آن را به وی، طبق صورت&zwnj;جلسه جدید تحویل نماید و نسخه&zwnj;هایی از آن را به شورای اسلامی روستا، بخش و بخشداری ذیربط ارسال نماید. 
ماده 47 : 
فعالیت دهیار در سمت دهیاری تمام وقت می&zwnj;باشد و حقوق ماهیانه وی از محل بودجه ماده 37 این آیین&zwnj;نامه تأمین خواهد شد.
تبصره 1 : در حوزه&zwnj;های انتخابیه كمتر از 1500 نفر جمعیت، فعالیت دهیار نیمه&zwnj;وقت می&zwnj;باشد و در صورت نیاز به كار تمام وقت، با توافق شورای بخش و ارایه راه&zwnj;های تأمین حقوق وی امكان&zwnj;پذیر می&zwnj;باشد.
ماده 48 : 
چنانچه شورا به وجود فردی شاغل در دستگاه&zwnj;های دولتی و یا وابسته به دولت برای تصدی سمت دهیار نیاز داشته باشد، می&zwnj;تواند به عنوان مأمور به خدمت از طریق بخشداری از سازمان متبوع درخواست نماید.
منبع :سايت استانداري كردستان]]></description>

<pubDate>Thu, 25 Jun 2026 19:41:06 +0330</pubDate>
</item>


<item>
<title>پیام شهیدان به همه نسل‌ها</title>
<link>https://azadvar.loxblog.com/پیام-شهیدان-به-همه-نسلها</link>
<guid>https://azadvar.loxblog.com/پیام-شهیدان-به-همه-نسلها</guid>

<description><![CDATA[
خواهران ، برادران!

اكنون شهيدان مرده&zwnj;اند، و ما مرده&zwnj;ها زنده هستيم. شهيدان سخنشان را گفتند، و ما كرها مخاطبشان هستيم، آنها كه گستاخي آن&zwnj; را داشتند كه ـ وقتي نمي&zwnj;توانستند زنده بمانند ـ مرگ را انتخاب كنند، رفتند، و ما بي&zwnj;شرمان مانديم، صدها سال است كه مانده&zwnj;ايم. و جا دارد كه دنيا بر ما بخندد كه ما ـ مظاهر ذلت و زبوني ـ بر حسين(ع) و زينب(س) ـ مظاهر حيات و عزت ـ مي&zwnj;گرييم، و اين يك ستم ديگر تاريخ است كه ما زبونان، عزادار و سوگوار آن عزيزان باشيم.
خواهران ، برادران!

اكنون شهيدان مرده&zwnj;اند، و ما مرده&zwnj;ها زنده هستيم. شهيدان سخنشان را گفتند، و ما كرها مخاطبشان هستيم، آنها كه گستاخي آن&zwnj; را داشتند كه ـ وقتي نمي&zwnj;توانستند زنده بمانند ـ مرگ را انتخاب كنند، رفتند، و ما بي&zwnj;شرمان مانديم، صدها سال است كه مانده&zwnj;ايم. و جا دارد كه دنيا بر ما بخندد كه ما ـ مظاهر ذلت و زبوني ـ بر حسين(ع) و زينب(س) ـ مظاهر حيات و عزت ـ مي&zwnj;گرييم، و اين يك ستم ديگر تاريخ است كه ما زبونان، عزادار و سوگوار آن عزيزان باشيم.

امروز شهيدان پيام خويش را با خون خود گذاشتند و روي در روي ما بر روي زمين نشستند، تا نشستگان تاريخ را به قيام بخوانند. در فرهنگ ما، در مذهب ما، در تاريخ ما، تشيع، عزيزترين گوهرهايي كه بشريت آفريده است، حيات بخش ترين ماده&zwnj;هايي كه به تاريخ، حيات و تپش و تكان مي&zwnj;دهد، و خدايي ترين درسهايي كه به انسان مي&zwnj;آموزد كه مي&zwnj;تواند تا &laquo;خدا&raquo; بالا رود، نهفته است و ميراث همه اين سرمايه&zwnj;هاي عزيز الهي به دست ما پليدان زبون و ذليل افتاده است. 

ما وارث عزيزترين امانت&zwnj;هايي هستيم كه با جهادها و شهادت&zwnj;ها و با ارزش&zwnj;هاي بزرگ انساني، در تاريخ اسلام، فراهم آمده است و ما وارث اينهمه هستيم، و ما مسؤول آن هستيم كه امتي بسازيم از خويش، تا براي بشريت نمونه باشيم. &laquo;وكذالك جعلناكم امة وسطا لتكونوا شهداء علي الناس و يكون الرسول عليكم شهيدا&raquo; خطاب به ماست. ما مسئول اين هستيم كه با اين ميراث عزيز شهدا و مجاهدانمان و امامان و راهبرانمان و ايمانمان و كتابمان، امتي نمونه بسازيم تا براي مردم جهان شاهد باشيم و شهيد باشيم و پيامبر(ص) براي ما نمونه و شهيد باشد.

رسالتي به اين سنگيني، رسالت حيات و زندگي و حركت بخشيدن به بشريت، بر عهده ماست، كه زندگي روزمره&zwnj;مان را عاجزيم!

خدايا! اين چه حكمت است؟ و ما كه در پليدي و منجلاب زندگي روزمره جانوريمان غرقيم، بايد سوگوار و عزادار مردان و زنان و كودكاني باشيم كه در كربلا براي هميشه، شهادتشان و حضورشان را در تاريخ و در پيشگاه خدا و در پيشگاه آزادي به ثبت رسانده&zwnj;اند. خدايا اين باز چه مظلوميتي بر خاندان حسين؟ 

اكنون شهيدان كارشان را به پايان رسانده&zwnj;اند. و ما شب شام غريبان مي&zwnj;گرييم، و پايانش را اعلام مي&zwnj;كنيم و مي&zwnj;بينيم چگونه در جامعه گريستن بر حسين (ع)، و عشق به حسين (ع)، با يزيد همدست و همداستانيم؟ او كه مي&zwnj;خواست اين داستان به پايان برسد. اكنون شهيدان كارشان را به پايان برده&zwnj;اند و خاموش رفته&zwnj;اند، همه&zwnj;شان، هر كدامشان، نقش خويش را خوب بازي كرده&zwnj;اند. معلم، مؤذن، پير، جوان، بزرگ، كوچك، زن، خدمتكار، آقا، اشرافي و كودك، هر كدام به نمايندگي و به&zwnj;عنوان نمونه و درسي به همه كودكان و به همه پيران و به همه زنان، و به همه بزرگان و به همه كوچكان! مردني به اين زيبايي و با اينهمه حيات را انتخاب كرده&zwnj;اند.

اينها دو كار كردند، اين شهيدان امروز دو كار كردند، از كودك حسين (ع) گرفته تا برادرش، و از خودش تا غلامش، و از آن قاري قرآن تا آن معلم اطفال كوفه، تا آن مؤذن، تا آن مرد خويشاوند يا بيگانه، و تا آن مرد اشرافي و بزرگ و باحيثيت در جامعه خود و تا آن مرد عاري از همه فخرهاي اجتماعي، همه برادرانه در برابر شهادت ايستادند تا به همه مردان، زنان، كودكان و همه پيران و جوانان هميشه تاريخ بياموزند كه بايد چگونه زندگي كنند ـ اگر مي&zwnj;توانند ـ و چگونه بميرند ـ اگر نمي&zwnj;توانند.

اين شهيدان كار ديگري نيز كردند: شهادت دادند با خون خويش ـ نه با كلمه ـ شهادت دادند، در محكمه تاريخ انسان. هر كدام به نمايندگي صنف خودشان. شهادت دادند كه در نظام واحد حاكم بر تاريخ بشري ـ نظامي كه سياست را و اقتصاد را و مذهب را و هنر را، و فلسفه و انديشه را و احساس را و اخلاق را و بشريت را همه را ابزار دست مي&zwnj;كند تا انسان&zwnj;ها را قرباني مطامع خود كند و از همه چيز پايگاهي براي حكومت ظلم و جور و جنايت بسازد ـ همه گروه&zwnj;هاي مردم و همه ارزش&zwnj;هاي انساني محكوم شده است.

يك حاكم است بر همه تاريخ، يك ظالم است كه بر تاريخ حكومت مي&zwnj;كند، يك جلاد است كه شهيد مي&zwnj;كند و در طول تاريخ، فرزندان بسياري قرباني اين جلاد شده&zwnj;اند، و زنان بسياري در زير تازيانه&zwnj;هاي اين جلاد حاكم بر تاريخ، خاموش شده&zwnj;اند، و به قيمت خونهاي بسيار، آخور آباد كرده&zwnj;اند و گرسنگي&zwnj;ها و بردگي&zwnj;ها و قتل عام&zwnj;هاي بسيار در تاريخ از زنان و كودكان شده است، از مردان و از قهرمانان و از غلامان و معلمان، در همه زمانها و همه نسلها.

و اكنون حسين (ع) با همه هستي&zwnj;اش آمده است تا در محكمه تاريخ، در كنار فرات شهادت بدهد:

شهادت بدهد به سود همه مظلومان تاريخ. 
شهادت بدهد به نفع محكومان اين جلاد حاكم بر تاريخ. 
شهادت بدهد كه چگونه اين جلاد ضحاك، مغز جوانان را در طول تاريخ مي&zwnj;خورده است.با علي اكبر (ع) شهادت بدهد! 
و شهادت بدهد كه در نظام جنايت&zwnj; و در نظامهاي جنايت چگونه قهرمانان مي&zwnj;مردند. با خودش شهادت بدهد! 
و شهادت بدهد كه در نظام حاكم بر تاريخ چگونه زنان يا اسارت را بايد انتخاب مي&zwnj;كردند و ملعبه حرمسراها مي&zwnj;بودند يا اگر آزاد بايد مي&zwnj;ماندند بايد قافله&zwnj;دار اسيران باشند و بازمانده شهيدان، با زينبش! 
و شهادت بدهد كه در نظام ظلم و جور و جنايت، جلاد جائر بر كودكان شيرخوار تاريخ نيز رحم نمي&zwnj;كرده است. با كودك شيرخوارش!

و حسين (ع) با همه هستي&zwnj;اش آمده است تا در محكمه جنايت تاريخ به&zwnj; سود كساني كه هرگز شهادتي به سودشان نبوده است و خاموش و بي دفاع مي&zwnj;مردند، شهادت بدهد. اكنون محكمه پايان يافته است و شهادت حسين (ع) و همه عزيزانش و همه هستي&zwnj;اش با بهترين امكاني كه در اختيار جز خدا هست، رسالت عظيم الهي&zwnj;اش را انجام داده است. 

دوستان! 
در اين تشيعي كه، اكنون به اين شكل كه مي&zwnj;بينيم درآمده است و هر كس بخواهد از آن تشيع راستين جوشان بيدار كننده، سخن بگويد، پيش از دشمن، به دست دوست قربانيش مي&zwnj;كنند، درسهاي بزرگ و پيامهاي بزرگ، و غنيمت&zwnj;هاي بسيار و ارزش&zwnj;هاي بزرگ و خدايي و سرمايه&zwnj;هاي عزيز و روح&zwnj;هاي حيات بخش به جامعه و ملت و نژاد و تاريخ نهفته است. يكي از بهترين و حيات&zwnj;بخش&zwnj;ترين سرمايه&zwnj;هايي كه در تاريخ تشيع وجود دارد، شهادت است. ما از وقتي كه، به&zwnj;گفته جلال &laquo;سنت شهادت را فراموش كرده&zwnj;ايم، و به مقبره&zwnj;داري شهيدان پرداخته&zwnj;ايم، مرگ سياه را ناچار گردن نهاده&zwnj;ايم&raquo; و از هنگامي كه به جاي شيعه علي (ع) بودن و از هنگامي كه به&zwnj;جاي شيعه حسين (ع) بودن و شيعه زينب (س) بودن، يعني &laquo;پيرو شهيدان بودن&raquo;، &laquo;زنان و مردان ما&raquo; عزادار شهيدان شده&zwnj;اند و بس، در عزاي هميشگي مانده&zwnj;ايم! چه هوشيارانه دگرگون كرده&zwnj;اند پيام حسين (ع) را و ياران بزرگ و عزيز و جاويدش را، پيامي كه خطاب به همه انسانهاست.

اين كه حسين (ع) فرياد مي&zwnj;زند ـ پس از اين كه همه عزيزانش را در خون مي&zwnj;بيند و جز دشمن و كينه توز و غارتگر در برابرش نمي&zwnj;بيند ـ فرياد مي&zwnj;زند كه &laquo;آيا كسي هست كه مرا ياري كند و انتقام كشد؟&raquo; &laquo;هل من ناصر ينصرني؟&raquo; مگر نمي داند كه كسي نيست كه او را ياري كند و انتقام گيرد؟ اين سؤال، &zwnj;سؤال از تاريخ فرداي بشري است و اين پرسش از آينده است و از همه ماست. و اين سؤال انتظار حسين (ع) را از عاشقانش بيان مي&zwnj;كند و دعوت شهادت او را به همه كساني كه براي شهيدان حرمت و عظمت قايلند اعلام مي&zwnj;نمايد.

اما اين دعوت را، اين انتظار ياري از او را، اين پيام حسين (ع) را ـ كه &laquo;شيعه مي&zwnj;خواهد&raquo; و در هر عصري و هر نسلي، شيعه مي&zwnj;طلبد ما خاموش كرديم به اين عنوان كه به مردم گفتيم كه حسين (ع) اشك مي&zwnj;خواهد. ضجه مي&zwnj;خواهد و دگر هيچ، پيام ديگري ندارد. مرده است و عزادار مي&zwnj;خواهد، نه شاهد شهيد حاضر در همه جا و همه وقت و &laquo;پيرو&raquo;.

آري، اين چنين به ما گفته&zwnj;اند و مي&zwnj;گويند!

هر انقلابي دو چهره دارد: چهره اول: &zwnj;خون، چهره دوم: پيام. 

و شهيد يعني حاضر، كساني كه مرگ سرخ را به دست خويش به عنوان نشان دادن عشق خويش به حقيقتي كه دارد مي&zwnj;ميرد و به عنوان تنها سلاح براي جهاد در راه ارزشهاي بزرگي كه دارد مسخ مي&zwnj;شود انتخاب مي&zwnj;كنند، شهيدند حي و حاضر و شاهد و ناظرند، نه تنها در پيشگاه خدا كه در پيشگاه خلق نيز و در هر عصري و قرني و هر زمان و زميني. و آنها كه تن به هر ذلتي مي&zwnj;دهند تا زنده بمانند، مرده&zwnj;هاي خاموش و پليد تاريخند، و ببينيد كه آيا كساني كه سخاوتمندانه با حسين (ع) به قتلگاه خويش آمده&zwnj;اند و مرگ خويش را انتخاب كرده&zwnj;اند، در حالي كه صدها گريزگاه آبرومندانه براي ماندنشان بود، و صدها توجيه شرعي و ديني براي زنده ماندنشان بود، توجيه و تاويل نكرده&zwnj;اند و مرده&zwnj;اند، اينها زنده هستند؟ آيا آنها كه براي ماندشان تن به ذلت و پستي رها كردن حسين (ع) و تحمل كردن يزيد دادند؟ كدام هنوز زنده&zwnj;اند؟ هركس زنده بودن را فقط در يك لش متحرك نمي&zwnj;بيند، زنده بودن و شاهد بودن حسين (ع) را با همه وجودش مي&zwnj;بيند، حس مي&zwnj;كند و مرگ كساني را كه به ذلت&zwnj;ها تن داده&zwnj;اند، تا زنده بمانند، مي&zwnj;بيند.

آنها نشان دادند، شهيد نشان مي&zwnj;دهد و مي&zwnj;آموزد و پيام مي&zwnj;دهد كه در برابر ظلم و ستم، اي كساني كه مي&zwnj;پنداريد: &laquo;نتوانستن از جهاد معاف مي&zwnj;كند&raquo;، و اي كساني كه مي&zwnj;گوييد: &laquo;پيروزي بر خصم هنگامي تحقق دارد كه بر خصم غلبه شود&raquo;، نه! شهيد انساني است كه در عصر نتوانستن و غلبه نيافتن، با مرگ خويش بر دشمن پيروز مي&zwnj;شود و اگر دشمنش را نمي&zwnj;كشد، رسوا مي&zwnj;كند.

و شهيد قلب تاريخ است، هم&zwnj;چنان&zwnj;كه قلب به رگهاي خشك اندام، خون، حيات و زندگي مي&zwnj;دهد. جامعه&zwnj;اي كه رو به مردن مي&zwnj;رود، جامعه&zwnj;اي كه فرزندانش ايمان خويش را به خويش از دست داده&zwnj;اند و جامعه&zwnj;اي كه به مرگ تدريجي گرفتار است، جامعه&zwnj;اي كه تسليم را تمكين كرده است، جامعه&zwnj;اي كه احساس مسؤوليت را از ياد برده است، و جامعه&zwnj;اي كه اعتقاد به انسان بودن را در خود باخته است، و تاريخي كه از حيات و جنبش و حركت و زايش بازمانده است، شهيد همچون قلبي، به اندام&zwnj;هاي خشك مرده بي&zwnj;رمق اين جامعه، خون خويش را مي&zwnj;رساند و بزرگ&zwnj;ترين معجزه شهادتش اين است كه به يك نسل،&zwnj; ايمان جديد به خويشتن را مي&zwnj;بخشد.شهيد حاضر است و هميشه جاويد. كي غايب است؟

حسين (ع) يك درس بزرگ&zwnj;تر ازشهادتش به ما داده است و آن نيمه&zwnj;تمام گذاشتن حج و به سوي شهادت رفتن است. حجي كه همه اسلافش، اجدادش، جدش و پدرش براي احياي اين سنت، جهاد كردند. اين حج را نيمه&zwnj;تمام مي&zwnj;گذارد و شهادت را انتخاب مي&zwnj;كند، مراسم حج را به پايان نمي&zwnj;برد تا به همه حج&zwnj;گزاران تاريخ، نمازگزاران تاريخ، مؤمنان به سنت ابراهيم، بياموزد كه اگر امامت نباشد، اگر رهبري نباشد، اگر هدف نباشد، اگر حسين (ع) نباشد و اگر يزيد باشد، چرخيدن بر گرد خانه خدا، با خانه بت، مساوي است. در آن لحظه كه حسين (ع) حج را نيمه&zwnj;تمام گذاشت و آهنگ كربلا كرد، كساني كه به طواف، هم&zwnj;چنان در غيبت حسين، ادامه دادند، مساوي هستند با كساني كه در همان حال، بر گرد كاخ سبز معاويه در طواف بودند، زيرا شهيد كه حاضر نيست در همه صحنه&zwnj;هاي حق و باطل، در همه جهادهاي ميان ظلم و عدل، شاهد است، حضور دارد، مي&zwnj;خواهد با حضورش اين پيام را به همه انسان&zwnj;ها بدهد كه وقتي در صحنه نيستي، وقتي از صحنه حق و باطل زمان خويش غايبي، هركجا كه خواهي باش! وقتي در صحنه حق و باطل نيستي، وقتي كه شاهد عصر خودت و شهيد حق و باطل جامعه&zwnj;ات نيستي، هركجا كه مي&zwnj;خواهي باشد، چه به نماز ايستاده باشي، چه به شراب نشسته باشي، هر دو يكي است.

شهادت &laquo;حضور در صحنه حق و باطل هميشه تاريخ&raquo; است. و غيبت؟! آنهايي كه حسين (ع) را تنها گذاشتند و از حضور و شركت و شهادت غايب شدند، اينها همه با هم برابرند، هرسه يكي&zwnj;اند: 
چه آنهايي كه حسين (ع) را تنها گذاشتند تا ابزار دست يزيد باشد و مزدور او، و چه آنهايي كه در هواي بهشت، به كنج خلوت عبادت خزيدند و با فراغت و امنيت، حسين (ع) را تنها گذاشتند و از درد سر حق و باطل كنار كشيدند و در گوشه محراب&zwnj;ها و زاويه خانه&zwnj;ها به عبادت خدا پرداختند و چه آنهايي كه مرعوب زور شدند و خاموش ماندند. زيرا در آن&zwnj;جا كه حسين(ع) حضور دارد ـ و در هر قرني و عصري حسين (ع) حضور دارد ـ هركس كه در صحنه او نيست، هركجا كه هست، يكي است، مؤمن و كافر، جاني و زاهد، يكي است. اين است معنا اين اصل تشيع كه قبول هر عملي يعني ارزش هر عملي به امامت و به رهبري و به ولايت بستگي دارد! اگر او نباشد، همه چيز بي&zwnj;معناست و مي&zwnj;بينيم كه هست.و اكنون حسين حضور خودش را در همه عصرها و در برابر همه نسل&zwnj;ها، در همه جنگ&zwnj;ها و در همه جهادها، در همه صحنه&zwnj;هاي زمين و زمان اعلام كرده است، در كربلا مرده است تا در همه نسل&zwnj;ها و عصرها بعثت كند. و تو، و من، ما بايد بر مصيبت خويش بگرييم كه حضور نداريم.

آري، هر انقلابي دو چهره دارد؛ خون و پيام! رسالت نخستين را حسين(ع) و يارانش امروز گزاردند، رسالت خون را، رسالت دوم، رسالت پيام است. پيام شهادت را به گوش دنيا رساندن است. زبان گوياي خونهاي جوشان و تن&zwnj;هاي خاموش، در ميان مردگان متحرك بودن است. رسالت پيام از امروز عصر آغاز مي&zwnj;شود. اين رسالت بر دوش&zwnj;هاي ظريف يك زن، &laquo;زينب&raquo; (س)! ـ زني كه مردانگي در ركاب او جوانمردي آموخته است! ـ و رسالت زينب (س) دشوارتر و سنگين&zwnj;تر از رسالت برادرش. 

آنهايي كه گستاخي آن را دارند كه مرگ خويش را انتخاب كنند، تنها به يك انتخاب بزرگ دست زده&zwnj;اند، اما كار آنها كه از آن پس زنده مي&zwnj;مانند دشوار است و سنگين. و زينب مانده است، كاروان اسيران در پي&zwnj;اش، وصف&zwnj;هاي دشمن، تا افق، در پيش راهش، و رسالت رساندن پيام برادر بر دوشش، وارد شهر مي&zwnj;شود، از صحنه برمي&zwnj;گردد، آن باغهاي سرخ شهادت را پشت سر گذاشته و از پيراهنش بوي گلهاي سرخ به مشام مي&zwnj;رسد، وارد شهر جنايت، پايتخت قدرت، پايتخت ستم و جلادي شده است، آرام، پيروز، سراپا افتخار، بر سر قدرت و قساوت، بر سر بردگان مزدور، و جلادان و بردگان استعمار و استبداد فرياد مي&zwnj;زند: &laquo;سپاس خداوند را كه اين همه كرامت و اين همه عزت به خاندان ما عطا كرد: افتخار نبوت، افتخار شهادت...&raquo; 

زينب رسالت رساندن پيام شهيدان زنده اما خاموش را به دوش گرفته است، زيرا پس از شهيدان او به جا مانده است و اوست كه بايد زبان كساني باشد كه به تيغ جلادان زبانشان برده است. اگر يك خون پيام نداشته باشد، در تاريخ گنگ مي&zwnj;ماند و اگر يك خون پيام خويش را به همه نسل&zwnj;ها نگذارد، جلاد، شهيد را در حصار يك عصر و يك زمان محبوس كرده است. اگر زينب پيام كربلا را به تاريخ باز نگويد، كربلا در تاريخ مي&zwnj;ماند، و كساني كه به اين پيام نيازمندند از آن محروم مي&zwnj;مانند، و كساني كه با خون خويش، با همه نسل&zwnj;ها سخن مي&zwnj;گويند، سخنشان را كسي نمي&zwnj;شنود. اين است كه رسالت زينب سنگين و دشوار است. رسالت زينب پيامي است به همه انسان&zwnj;ها، به همه كساني كه بر مرگ حسين(ع) مي&zwnj;گريند و به همه كساني كه در آستانه حسين سر به خضوع و ايمان فرود آورده&zwnj;اند، و به همه كساني كه پيام حسين(ع) را كه &laquo;زندگي هيچ نيست جز عقيده و جهاد&raquo; معترفند؛ پيام زينب به آنهاست كه: 

&laquo;اي همه! اي هركه با اين خاندان پيوند و پيمانداري، و اي هركس كه به پيام محمد مؤمني، خود بينديش، انتخاب كن! در هر عصري و در هر نسلي و در هر سرزميني كه آمده&zwnj;اي، پيام شهيدان كربلا را بشنو، بشنو كه گفته&zwnj;اند: كساني مي&zwnj;توانند خوب زندگي كنند كه مي&zwnj;توانند خوب بميرند. بگو اي همه كساني كه به پيام توحيد، به پيام قرآن، و به راه علي (ع) و خاندان او معتقديد، خاندان ما پيامشان به شما، اي همه كساني كه پس از ما مي&zwnj;آييد، اين است كه اين خانداني است كه هم هنر خوب مردن را، زيرا هركس آن&zwnj;چنان مي&zwnj;ميرد كه زندگي مي&zwnj;كند. و پيام اوست به همه بشريت كه اگر دين داريد، &laquo;دين&raquo; و اگر نداريد &laquo;حريت&raquo; ـ آزادگي بشر ـ مسؤوليتي بر دوش شما نهاده است كه به عنوان يك انسان ديندار، يا انسان آزاده، شاهد زمان خود و شهيد حق و باطلي كه در عصر خود درگير است، باشيد كه شهيدان ما ناظرند، آگاهند، زنده&zwnj;اند و هميشه حاضرند و نمونه عمل&zwnj;اند و الگوي&zwnj;اند و گواه حق و باطل و سرگذشت و سرنوشت انسان&zwnj;اند.&raquo; 

و شهيد، يعني به همه اين معاني.

هر انقلابي دو چهره دارد: خون و پيام 

و هركسي اگر مسؤوليت پذيرفتن حق را انتخاب كرده است و هر كسي كه مي&zwnj;داند مسؤوليت شيعه بودن يعني چه، مسؤوليت آزاده انسان بودن يعني چه، بايد بداند كه در نبرد هميشه تاريخ و هميشه زمان و همه جاي زمين ـ كه همه صحنه&zwnj;ها كربلاست، و همه ماهها محرم و همه روزها عاشورا ـ بايد انتخاب كنند: يا خون را، يا پيام را، يا حسين بودن يا زينب بودن را، يا آن&zwnj;چنان مردن را، يا اين&zwnj;چنين ماندن را. اگر نمي&zwnj;خواهد از صحنه غايب باشد. عذر مي&zwnj;خواهم، در هر حال وقت گذشته است و ديگر فرصت نيست و حرف بسيار است و چگونه مي&zwnj;شود با يك جلسه، از چنين معجزه&zwnj;اي كه حسين در تاريخ بشر ساخته است و زينب پرداخته است، سخن گفت؟ آن&zwnj;چه مي&zwnj;خواستم بگويم حديث مفصلي است كه در اين مجمل مي&zwnj;گويم به عنوان رسالت زينب، &laquo;پس از شهادت&raquo; كه:
&laquo;آنها كه رفتند، كاري حسيني كردند، و آنها كه ماندند، بايد كاري زينبي كنند، وگرنه يزيدي&zwnj;اند&raquo;!...

منبع : سایت دکتر علی شریعتی]]></description>

<pubDate>Thu, 25 Jun 2026 19:41:06 +0330</pubDate>
</item>


</channel>
</rss>

