هلدینگ برادران اکرمی راد،نمایندگی رسمی فرنام بسپار
هلدینگ برادران اکرمی راد، تجربه ای ماندگار ، انتخابی مطمئن

| صفحه اصلی | گالری عکس | آموزش | تازه ها | اوقات شرعی روستا | آب و هوای روستا | نقشه هوایی روستا | تالار گفتگو | دانلود | پیوندها | تماس با ما |

چفلک   cheflak))



ادامه مطلب
نویسنده: داود ׀ تاریخ:
׀ موضوع: [Post_Cat_Title] ׀ ارسال نظر(0)

مستوه برنج ( Mastava ) آش محلی



ادامه مطلب
نویسنده: داود ׀ تاریخ:
׀ موضوع: [Post_Cat_Title] ׀ ارسال نظر(0)

آرامگاه این شاعر بزرگوار در روستای فرومد برسر راه شوسه راه میامی- سبزوار  به آزادوار  و در پشت کوههای جنوب آزادوار در روستای فرومد واقع گردیده است و در دهه 1450 شمسی تجدید بنا و به صورت مجموعه شش ضلعی زیبایی به روی تپه ای بلند درون باغی با صفا با اسلوب جدید مهنسی ساخته شده است که کتابخانه ای در آنجا جای گرفته است.



ادامه مطلب
نویسنده: داود ׀ تاریخ:
׀ موضوع: [Post_Cat_Title] ׀ ارسال نظر(0)

انسان ها از دير زمان براي بهتر زندگي کردن به زندگي جمعي روي آوردند و به تدريج روستا نشيني و سپس شهر نشيني رايج شد. از آن پس علاوه بر خانواده هاي کوچک، اداره امور روستا و شهر نيز به عنوان خانواده يي بزرگ تر به دست افرادي سپرده شد که با عنوان کدخدايان يا شهرداران به رتق و فتق امور آن مي پرداختند. بعد ها گروهي از روستاها و شهرها که به دلايل جغرافيايي، زبان و فرهنگ با يکديگر در ارتباط نزديک بودند در قالب کشور شکل گرفتند



ادامه مطلب
نویسنده: داود ׀ تاریخ:
׀ موضوع: [Post_Cat_Title] ׀ ارسال نظر(0)

ساعت 2 بعد از نیمه شب ملای کم سابقه تر از همه با چوب و قوطی خالی راه میرفت و با صدای تق تق مردم را بیدار باش می داد (آهای مردم بیدار کن ) و یا یکی از اهالی تا ده در خانه را می کوبید ( همسایه بیدار )کربلایی رمضان شیخ و مرد با ایمان آزادوار تمام عمر خود را به خدمت مردم مومن آزادوار گذاشت شبهای ماه رمضان 5/1 ساعت مانده به اذان صبح پشت بام خانه خود سر موقع با صدای دل نشین شب خوانی می کرد یعنی مناجات با خدا .



ادامه مطلب
نویسنده: ׀ تاریخ:
׀ موضوع: [Post_Cat_Title] ׀ ارسال نظر(0)

یکی بود،
یکی نبود،
غیر از خدا،
هیچ چی نبود.
هیچ کی نبود.
خدا تنها بود.
خدا مهربان بود.
خدا بینا بود،
خدا دوستدار زیبائی بود،
خدا دوستدار نیکی بود،
خدا دوستدار شایستگی بود،
خدا از سکوت بدش می آمد،
خدا از سکون بدش می آمد،
خدا از پوچی بدش می آمد،
خدا از نیستی بدش می آمد ...
خدا "آفریننده" بود،
مگر می شه "نیافریند"؟
ناگهان ابرها را آفرید،
و در فضای نیستی رها کرد.
ابرهائی از "ذره "ها،
هر ذره:
منظومه ای کوچک، نامش، اتم،
آفتابی در میان،
و پیرامونش، ستاره ای، ستاره‌هائی، پروانه‌وار، در گردش،
کعبه ای، بر گردش، پرستندگان، در طواف!
از سنگ سیاه تا سنگ سیاه
ابرها به حرکت آمدند،
نیرومند، فروزان، پر چوش و خروش،
مثل دود،
مثل گرداب،
مثل آتش گردان،
اتمی بزرگ، نامش: منظومه،
آفتابی در میان،
پیرامونش، ستاره ای، ستاره هائی، پروانه وار، در گردش،
کعبه ای، برگردش، پرستندگان، در طواف !
از سنگ سیاه تا سنگ سیاه
زندگی پدید آمد،
گیاه ها:
از خزه های کوچک تا درختهای بزرگ،
و حیوان ها:
از میکروب ها، تا ماموت‌ها،
و در آخر، انسان:
بدها و خوب ها،
بدها، بدتر از همه بدها،
خوب ها ، خوب تر از همه خوب ها:
بدها مثل شیطان،
خوب ها، مثل خدا.
زندگی، یک "ذره جاندار" ، یک "تخم"،
تخم یک گیاه:
در خاک سبز می شود، سر می زند، نمو می کند،
نهال می شود، جوان می شود، شاخ و برگ می افشاند،
گل و میوه می دهد، پیر می شود، خشک می شود، می میرد،
خاک می شود،
از او باز تخم می ماند ، مثل روز اول.
تخم یک حیوان:
جنین، نوزاد، کودک، نوجوان، جوان، کامل، پیر، مرگ، خاک.
از او باز تخم می ماند، مثل روز اول.
زندگی هم دور می زند:
تخم یک گیاه، تخم یک حیوان،
از صبح تولد تا شب مرگ، تمام عمر، در جنب و جوش،
در تلاش، در حرکت،
هر لحظه در جائی،
هر جا، در حالی،
همیشه و همه جا، در جستجوی لذت ، در پیرامون احتیاج،
از تولد تا مرگ زندگی هم دور می زند:
آفتابی در میان
- احتیاج -
در پیرامونش، زنده ای، زنده‌هائی، پروانه‌وار، در گردش،
از نیستی، تا نیستی
(کعبه ای، بر گردش، پرستندگان، در طواف!
- از سنگ سیاه تا سنگ سیاه)
یکی بود، یکی نبود،
غیر از خدا،
هیچ چی نبود ، هیچ کی نبود.
جهان آفریده شد:
ذره ها، منظومه ها، زنده ها ...
زمین ها و آسمان ها، ستاره ها و آفتاب ها، مشرق ها و مغرب ها،
گیاهها و حیوانها، دیدنی ها و ندیدنی ها،
هر کدام در حرکت، در تلاش، با نظمی ثابت، در تغییری دائم،
زندگی سر زده از مرگ، مرگ زاده زندگی، روز سر زده
از شب، شب زاده روز.
همه چیز در حرکت، همه چیز دور زن:
آفتابی در میان،
پیرامونش، ستاره ای، ستاره‌هائی، در گردش،
از هیچ، تا هیچ
(کعبه ای در میان، بر گردش، پرستندگان، در طواف!
- از سنگ سیاه تا سنگ سیاه)
یکی نبود،
غیر از خدا،
هیچ چی نبود،
هیچ کی نبود،
آفرینش پایان یافت و جهان بر پا شد ...
و زمین ها و آسمان ها، ستاره ها و آفتاب ها،
مشرق ها و مغرب ها، جاندارها و بیجان ها،
گیاه ها و حیوان ها، ذره ها، و منظومه ها ...
همه با نظمی ثابت، در تغییری دائم ، همه در حرکت،
حرکت همیشگی، همیشه در جستجو، در جستجوی
چیزی، دور زنان، به دور چیزی:
آفتابی در میان،
پیرامونش، ستاره ای، ستاره هائی، در گردش،
از نابودی، تا نابودی
کعبه ای در میان، بر گردش، پرستندگان، در طواف!
از سنگ سیاه تا سنگ سیاه
راستی! چرا تمام چیزهای جهان شکل کره است؟
زمین، ستاره، خورشید،
الکترون و پروتون،
هر ملکول، هر اتم،
هر ذره ای:
خشت بنای این جهان
منظومه ای:
شهری، دهی، از کشور بی سر و پایان جهان
چرا تمام حرکت های جهان دایره ای است؟
زمین، ستاره، خورشید،
هر ملکول، هر اتم،
هر ذره ای:
خشت بنای این جهان
منظومه ای:
شهری، دهی، از کشور بی سر و پایان جهان
هر زنده ای:
چه یک گیاه، چه جانور
دور می زند، دایره وار،
تمام چیزهای جهان می گردند، دایره وار:
آب، خاک،
شب، روز،
صبح، غروب،
هر ثانیه، هر دقیقه، هر ساعت،
هر هفته، هر ماه، هر فصل:
بهار، تابستان،
پائیز، زمستان،
هر سال!
یکی بود،
یکی نبود، غیر از خدا هیچ چی نبود.
هیچ کی نبود،
زمین ها بود،
آسمان ها بود،
ستاره ها، خورشیدها،
مشرق ها، مغرب ها،
فضای جهان بی آغاز، بی پایان،
و در این گوشه،
آفتابی در میان،
پیرامونش، ستاره ای، ستاره هائی، پروانه وار،
در گردش، و مجموعاً: یک "منظومه"
و در آن گوشه، یک منظومه دیگر،
و در گوشه دیگر، یکی دیگر،
و یکی دیگر
هفت تا، هفتاد تا، هفتصد تا، هفت هزار تا،
هفتصد هزارتا، هفت میلیون، هفتاد میلیون،
هفتصد میلیون، هفتصد هزار میلیون، هفت
میلیارد، هفتاد میلیارد، هفتصد میلیارد، هفت
هزار میلیارد، کسی چه میداند چند میلیارد،
میلیارد، میلیارد ...!
چشمات را هم بذار و تو خیالت،
یک عدد "یک" روی کاغذ بنویس،
هر چقدر می تونی ، جلوی یک، صفر بذار،
صفحه ات که تمام شد، صفحه دیگر بگیر،
کاغذت که تمام شد، کاغذ دیگر بخر،
دواتت که ته کشید، دوات دیگر بیار،
جوهرت که ته کشید، جوهر دیگر بخر،
وقتی دستت خسته شد، از دوستت خواهش کن
که او صفر بذاره،
دست او که خسته شد، تو باز ادامه بده،
تو که غذا می خوری، او صفرها رو بذاره،
وقتی تو صفر می گذاری، او غذاشو بخوره،
شب که میشه، به نوبت بخوابین،
تو صفر بذار، او بخوابه،
وقتی که بیدار شد، تو بخواب، او صفر بذاره
پیر که شدین، به بچه هاتون بگین، کارتونو دنبال کنن
شب و روز، بنشینند و صفر بگذارند،
تا آخر عمرشان،
همین جور دست به دست، پشت به پشت،
تا آخر روزگار
آخرهای عمرتان،
وقتی دیگه پیر شدین،
پیر زمینگیر شدین،
یک لخظه دست از کار بکشین:
صفرا تونه روی کاغذ بشمارین،



ادامه مطلب
نویسنده: داود ׀ تاریخ:
׀ موضوع: [Post_Cat_Title] ׀ ارسال نظر(1)

شرح تيشله بازي به روش چشمي:

چاله اي كه به روش قبل ذكر شد را آماده ميكنيم( قطر دو سانتيمتر و عمق ۲ - ۵/۲ سانتيمتر)و دو الي سه تيشله در داخل چاله ميگذاريم و بعد يك نفر بازي را شروع ميكند(قوش قوش)،به اين صورت است كه يك نفر د ر كنار چاله مي ايستد(عمود بر چاله)و يك چشم خود را مي بندد و يك تيشله را كنار چشم ديگرش(باز)ميگذارد و بايد طوري عمود كند كه تيشله هايي كه در چاله است را بيرون بياورد، گاهى بازى بر سر پول انجام مى‌شود. (به ازاء هر تيشله كه بيرون بيايد مبلغى را از قبل تعيين مى‌کنند)نوبتي اين كار را انجام ميدهند تمام شدن بازي اختياري است(زمان يا مرحله خاصي براي بازي تعيين نشده است).

شرح تيشله بازي به روش دايره اي بزرگ:

دايره اي به شعاع يك متر و نيم روي زمين ميكشيم و بعد خطي به فاصله 4 متر از مركز دايره به عنوان مبنا ميكشيم اصولا اين بازي دو نفره است.

اين دو نفر به انتخاب خود(7 الي10) تيشله در داخل دايره قرار ميدهند(كنار هم به صورت خطي) و با استفاده از روشهاي خود(قوش قوش) يك نفر بازي را شروع ميكند،اين نفر بايد سعي كند با تيشله اي كه در دست دارد به تيشله هاي داخل دايره بزند اگر اين كار اتفاق نيفتاد كه نفر بعدي شروع ميكند(اين حركت زماني به پايان ميرسد كه بالاخره تيشله اش با تيشله هاي داخل دايره برخورد كند يا به لهجه آزادواري تير زدن)، نفري كه تير زد ميرود روي خط دايره(جايي كه به نطر خودش بهتر بود) و بايد سعي كند تيشله هاي داخل دايره را بيرون ببرد(با تير زدن)،اگر تونست تير بزند ولي تيشله از دايره بيرون نرفت ميتواند دوباره خودش شروع كند ولي اگ نتونست تير بزند بايد نفر بعدي به همين صورت بازي كند.

اين بازي زماني به پايان ميرسد كه تيشله هاي داخل دايره تمام شود.

نكته:اين بازي خيلي كم سر پول انجام ميشود.

نكته 2:تيشله ها را كسي برميدارد كه بتواند با استفاده از تير زدن از دايره خارج كند.

شرح تيشله بازي به روش دايره اي كوچك:

دايره اي به قطر يك وجب دست روي زمين ميكشيم(سطح شيبدار يعني كنار ديوارهم ميشود)ميتوان اين بازي را دو نفره يا سه نفره ادامه داد،تعدادي تيشله به دلخواه(هر نفر2 الي 4)داخل دايره قرار ميدهيم و بايد هر نفر در يك طرف دايره باشد بعد از اين كار يك نفر به انتخاب خودشان بازي را شروع مي كند و نفري كه قرار است بازي را شروع كند بايد تيشله اش را به طرف تيشله حريف بيندازد و اگر اين فاصله كمتر از يك وجب يا يك وجب شد همين شخص تيشله را به دايره ميزند بايد سعي كند تيشله ها را از داخل دايره بيرون بيارد اگر اين كار را انجام داد تيشله هايي كه بيرون رفته است را برميدارد و نفر بعد شروع ميكند ولي اگر نتونست تير بزند يا وجب كند بدون اينكه تيشله اي را بردارد بايد نفر بعد شروع كند.(به همين صورت اول وجب كند بعد تير بزند).

زماني اين بازي به اتمام ميرسد كه تيشله اي داخل دايره نماند


نویسنده: ׀ تاریخ:
׀ موضوع: [Post_Cat_Title] ׀ ارسال نظر(0)

اين بازي به اين صورت است كه افراد به دو گروه مساوي تقسيم ميشوند،محدوديت نفر ندارد ولي بهتر است كه 4 تا 7 نفر باشند،اين بازي نياز به يك ميدان بزرگي دارد،بايد ما دو تا خط به فاصله 100 متر بكشيم (بيشتر از صد متر هم ميشود بستگي به توان افراد دارد).

حالا بايد يك گروه اين طرف خط باشد و گروه ديگر آن طرف خط.

بعد از اين كار بايد يك گروهي بايد بازي را شروع كند كه با استفاده از روشهاي رايج در آزادوار(قوش قوش)اين كار را انجام ميدهيم.

فرض بر اينكه يك گر‌‌‌‌‌وه بازي را شروع ميكند حالا يك نفر از همين گروه بايد دقيقا به وسط فاصله اي كه مشخص كرديم برود(وسط بازي مشخص شود )حالا بايد با چوب، توپ را به طرف زمين حريف بزند طوري كه از افراد گروه حريف رد شود چون به محض اينكه توپ را زد بايد تا خط زمين حريف برود و دوباره به جاي خود برگردد،حالا اگر توپ را زد و آن گروه توپ را با يك دست بگيرند كل گروهي كه بازي را شروع كرده اند شكست خوردند و گروه ديگر شروع ميكنند.

ولي اگر توپ را زد و قبل از اينكه بخواهد به سر جاي اولش برسد افراد گروه حريف توپ را ميگيرند و به سمتش پرت ميكنند اگر بهش خورد كه اين نفر(كسيكه كه توپ را با چوب زده بود)باخته است و بايد از بازي بيرون برود ولي اگر توپ بهش نخورد بازي را ادامه ميدهيم بدون اينكه كسي از بازي بيرون برود.

ادامه دادن بايد توسط گروهي كه بازي را شروع كرده است انجام بگيرد ولي فرد قبلي نباشد،اين بازي زماني به پايان ميرسد كه گروه حريف با توپ به تك تك افراد بزنند.

وقتي تمام افرادي كه بازي را شروع كردند از بازي بركنار شدند(باختند)،بازي را شروع ميكنيم با گروه ديگر.

توجه:بايد سعي كنيم توپ را زودتر بگيريم و به آنها بزنيم تا افراد آن گروه زودتر تمام شوند تا بازي را خودمان شروع كنيم


نویسنده: ׀ تاریخ:
׀ موضوع: [Post_Cat_Title] ׀ ارسال نظر(1)

تشیع مصلحت"، تشیع صفوی است و در برابرش تشیع علوی که" تشیع حقیقت" است. همیشه مصلحت، روپوش دروغین زیبایی بوده است، تا دشمنان"حقیقت"، حقیقت را در درونش مدفون کنند. و همیشه "مصلحت" تیغ شرعی بوده است تا حقیقت را رو به قبله ذبح کنند. که مصلحت همیشه مونتاژ دین و دنیا بوده است.



ادامه مطلب
نویسنده: داود ׀ تاریخ:
׀ موضوع: [Post_Cat_Title] ׀ ارسال نظر(0)

سال 1995، حزب سوسيال دموکرات که هميشه بزرگ ترين حزب سوئد بوده است در اوج قدرت بود. نخست وزير کارلسون هنوز مي توانست تا دو سال ديگر در پست چهارساله نخست وزيري باقي بماند اما تصميم گرفت ظرف چند ماه اين پست را ترک کند. او از پيش اعلام کرده بود روزي که قدم به 61 سالگي بگذارد هر پست سياسي که داشته باشد را زمين خواهد گذاشت، کوله پشتي و دوچرخه اش را برخواهد داشت ...



ادامه مطلب
نویسنده: داود ׀ تاریخ:
׀ موضوع: [Post_Cat_Title] ׀ ارسال نظر(0)

تمامی حقوق برای سایت روستای آزادوار محفوظ است. انتشار مطالب با ذکر منبع بلامانع است
ضمن تشکر از بازدید شما دوست عزیز از سایت روستای آزادوار
داود
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران