هلدینگ برادران اکرمی راد،نمایندگی رسمی فرنام بسپار
هلدینگ برادران اکرمی راد، تجربه ای ماندگار ، انتخابی مطمئن

| صفحه اصلی | گالری عکس | آموزش | تازه ها | اوقات شرعی روستا | آب و هوای روستا | نقشه هوایی روستا | تالار گفتگو | دانلود | پیوندها | تماس با ما |

  برای دیدن قسمت دیگری از فیلم جشن سده روستای ازادوار  در سال 1380 بر روی دیدن فیلم کلیک کنید


نویسنده: داود ׀ تاریخ: چهارشنبه 04 بهمن 1391
׀ موضوع: [Post_Cat_Title] ׀ ارسال نظر(0)

 به سراغ این سرزمین اهورایی اگر میایی نرم و آهسته قدم بگذار كه گهواره تمدن جهان است.سرزمینی كه بنیانگذار نیكی و جوانمردی و راستی در جهان است.سرزمینی كه آتش را كشف و انسان غارنشین را به شهر نشینی و تمدن رسانید.سرزمینی كه برای نخستین بار قانون را به وجود آورد و در چهار چوب قانون حركت كرد.سرزمینی كه به زن بها داد و زن را تا جایگاه وكیل مدافع و قاضی پادشاهی رساند.این سرزمین گهربار ایران است.

دانلود  فیلم 

 براي ديدن فيلم اينجا كليك كنيد


نویسنده: داود ׀ تاریخ: چهارشنبه 04 بهمن 1391
׀ موضوع: [Post_Cat_Title] ׀ ارسال نظر(0)

-----

----

براي ديدن عكس هاي بيشتر بر روي ادامه مطلب كليك كنيد  



ادامه مطلب
نویسنده: داود ׀ تاریخ: چهارشنبه 04 بهمن 1391
׀ موضوع: [Post_Cat_Title] ׀ ارسال نظر(0)

گفتار از آقاي رضا مرادی غیاث آبادی از جشن سده سال  1380 روستاي آزادوار :

همانگونه که گفته شد ، یکی از سرزمین‌هایی که جشن سده را برگزار می‌دارند، روستاهای دشت جوین در خراسان و به ویژه روستای «آزاد وار» است. 
 


ادامه مطلب
نویسنده: داود ׀ تاریخ: چهارشنبه 04 بهمن 1391
׀ موضوع: [Post_Cat_Title] ׀ ارسال نظر(0)

سرنا ساز نای شادمانی یا سورنال هست که این هم اصالتی باستانی در موسیقی ایران دارد.

سرنا جزء سازهای بادی است که آهنگ و طنینی شور انگیز ایجاد می کند و غالباًهمراه با دهل استفاده می شود. چون سرنا و دهل کنار هم استفاده می شود ، وجه تسمیه عبارت ساز و دهل است.

سرنا را از نی می سازند و معمولاً انتهای آن همچون شیپور گشاده است تاطنین بیشتری پیدا کند.

قوچمه یا دو ساز از کنار هم گذاشتن دو نی نازک ساخته میشود و بیشتر مناسب مجالس عروسی و شادمانی است و دهل از آلات موسیقی کوبه ای است .

بر دو طرف دهل پوست میکشند و قدیمی ها پوست آهو را برای دهل بهتر می دانستند و بیشتر مناسب ایجاد ریتم و تناسب و وزن در موسیقی بوده وهست.

بشنو از نی چون حکایت میکند

از جدایها شکایت میکند

و اما نی ونوای پر سوز و گداز آن ، حکایتی دیگر دارد.

نی از جنس گیاه نی یا از جنس فلز و خصوصاً برنج یا برنز درست می شود.

نی هم نوای کوهستانهاست ، که چون از چشمه سار نی بر دامنه ها جاری می شود مهربانی و لطف و صفا را به مدد بالهای نسیم پراکنده میکند.

و بلاخره ساز ضربه ای و کوبه ای معروف ،دایره

دایره حلقه ای و یا چنبره ای است مدور که از طرف روی آن پوستی کشیده شده و گاهی بر چنبره چوبی دایره سکه و حلقه هایی می آویزند که به آن دایره زنگی می گویند.

منبع :وب سایت صداي خراسان رضوی


نویسنده: داود ׀ تاریخ: سه‌شنبه 26 دی 1391
׀ موضوع: [Post_Cat_Title] ׀ ارسال نظر(0)


دنیا را ببین... بچه بودیم از آسمان باران می آمد

بزرگ شده ایم از چشم هایمان میآید!!

بچه بودیم همه چشمای خیسمون رومیدیدن

بزرگ شدیم هیچکی نمیبینه

بچه بودیم تو جمع گریه میکردیم

بزرگ شدیم تو خلوت

بچه بودیم راحت دلمون نمی شکست

بزرگ شدیم خیلی آسون دلمون می شکنه

بچه بودیم همه رو 10 تا دوست داشتیم
 
بزرگ که شدیم بعضی ها رو هیچی هیچی بعضی هارو کم و بعضی ها رو بی نهایت دوست داریم
کاش هنوزم همه روبه اندازه همون بچگی 10 تا دوست داشتیم

بچه که بودیم اگه با کسی دعوا میکردیم یک ساعت بعد از یادمون میرفت و
معنی قهر نهایت نهایتش تا فردا صبح بود

بزرگ که شدیم گاهی دعواهامون سالها تو یادمون مونده و آشتی نمی کنیم
 
بزرگ که شدیم کوچکترین آرزومون داشتن بزرگترین چیزه

بچه که بودیم آرزمون بزرگ شدن بود

بزرگ که شدیم حسرت برگشتن به بچگی رو داریم

بچه که بودیم تو بازیهامون همش ادای بزرگ ترها رو در می آوردیم

بزرگ که شدیم همش تو خیالمون بر میگردیم به بچگی

بچه بودیم  درد دل ها را به هزار ناله می گفتیم همه می فهمیدند

بزرگ شده ایم درد دل را به صد زبان به کسی می گوییم ...هیچ کس نمی فهمد
 
بچه که بودیم دوستیامون تا  نداشت

بزرگ که شدیم همه دوستیامون تا داره
 
 بچه که بودیم، بچه بودیم

بزرگ که شدیم ، بزرگ که نشدیم هیچ دیگه همون بچه هم نیستیم

 ای کاش هیچ وقت بزرگ نمی شدیم
...
و همیشه بچه بودیم

 


نویسنده: ׀ تاریخ: شنبه 23 دی 1391
׀ موضوع: [Post_Cat_Title] ׀ ارسال نظر(2)

 
اربعین حسینی تسلیت باد
 

بیستم صفر است و یاد روز اربعین شهادت امام حسین علیه‌السلام و اسارت اهل بیت وی، و روز زیارت اربعین حضرت و اجتماع میلیونی مردم در کربلای حضرت.

این روز عزیز، فرصتی است تا مراسم اربعین امام را در همه جا برگزار کنیم و زیارت اربعین حضرت را که امام ششم انشاء نموده، بخوانیم و در آن تأمل نمائیم، چگونه شد مردم کوفه، امام را به کوفه دعوت و از نماینده اعزامی وی استقبال، ولی هر دو را به شهادت رساندند، که نقاط ضعف مردم در «احساسی بودن، ضعف ایمان، تهدید و تطمیع و تزویر ابن زیاد، خودفریبی به ظواهر دنیا، بی‌اطلاعی از فرجام جنایات خود و غفلت خواص» بود، ولی امام برای بیداری و نجات و آگاهی مردم، به هدایت و آگاهی‌سازی و افشاگری و ایثار و فداکاری برای حفظ دین و اهمیت دین‌داری، پرداخت، تا الگو شود و دین پایدار بماند.


نویسنده: ׀ تاریخ: چهارشنبه 13 دی 1391
׀ موضوع: [Post_Cat_Title] ׀ ارسال نظر(0)

عبدالرحیم سعیدی‌راد از شاعران کشورمان به مناسبت فرا رسیدن اربعین سید و سالار شهیدان و 72 تن از یاران با وفایش شعر زیبایی سروده است. این شعر به شرح زیر است:
باز هم رخت عزا بر تن کنید
آه ای زنجیرها شیون کنید
دسته‌های سینه زن! جاری شوید
واژه‌ها، گرم عزاداری شوید
 روی نعش ماه، با حالی حزین
می‌چکد از آسمان گل بر زمین
روی لب فریاد حیدر حیدر است
اربعین آغاز شوری دیگر است
اربعین آیینه‌ای از کربلاست
انتها نه! ابتدای ماجراست
باز هم صحرای محشر می‌شود
کربلا در دل مکرر می‌شود
ناله‌هامان باز در دل مانده‌اند
ناقه‌ها از گریه در گل مانده‌اند
چشم‌ها، سرچشمه بیداری‌اند
اشک‌ها، تفسیر زخمی کاری‌اند
ابرهای غصه در تاب و تب اند
لاله های دشت، اشک زینب اند
می‌وزد عطر شهیدان باز هم
می‌دود در کوچه طوفان باز هم
 دسته‌ها جمعند با سوز و فغان
آسمان گردیده امشب نوحه خوان
 آسمان تا نوحه‌اش را دم گرفت
کوچه های شهر را ماتم گرفت
 نوحه خوان! از پیکر بی سر بخوان!
باز هم از روضه اکبر بخوان
 بار دیگر از صمیم سوز جان
روضه عباس را با من بخوان
هان بگو، از کاروان غم بگو
ماجرای عشق را نم نم بگو
 با دلی آکنده از اندوه و غم
یاد کن از حضرت سجاد هم
هان بخوان از روزهای بی کسی
از شب دلشوره و دلواپسی
 از چهل شب جوشش غم از زمین
از چهل شب داغ‌های آتشین
 از چهل شب داغ و درد و اضطراب
از صدای ناله های آب آب
 از هجوم خیزران بر لب بگو
سینه سوزان است از زینب بگو
آنکه چون شیر است در دشت بلا
هان بگو از قهرمان کربلا
از نگین خاتم پیغمبری
از شکوه خطبه‌های حیدری
آنکه در اوج حیا بود و وقار
حرف می‌زد با زبان ذوالفقار:
کربلا جز عشق و شیدایی نبود
هرچه دیدم غیر زیبایی نبود
 روی لب فریاد حیدر حیدر است
اربعین آغاز شوری دیگر است
می‌رود از شام تا صبح حجاز
کاروانی سربلند و سرفراز

نویسنده: ׀ تاریخ: چهارشنبه 13 دی 1391
׀ موضوع: [Post_Cat_Title] ׀ ارسال نظر(0)

خبرگزاری برنا: از آنجا که ضریب هوشی انسان های معمولی بین ۸۵ تا ۱۱۵ است، فردی که ضریب هوشی ۲۵۰ داشته باشد، قطعا نابغه محسوب می شود.

ویلیام جیم سایدیس، باهوش ترین فرد تاریخ بود که توانست در یک سالگی بنویسد، در ۵ سالگی به ۵ زبان رایج دنیا صحبت کند و در ۱۱ سالگی استاد دانشگاه هاروارد شود.

سایدیس در سال ۱۸۹۸ در آمریکا به دنیا آمد و در سن ۴۶ سالگی نیز از دنیا رفت.

او توانایی خارق العاده ای در یادگیری ریاضیات و زبان داشت. اولین بار به خاطر رشد مغزی زود هنگام نامش بر سر زبان ها افتاد و بعدها به خاطر تمرکز بر روی ذهنش به شهرت رسید اما در نهایت خود را از انظار عمومی دور کرد و از ریاضیات هم دلزده شد ریاضیات نیز عقب کشید و با چندین نام مستعار مطلب می نوشت.

از دیگر ویژگی ها او این است که می توانست در ۱۸ ماهگی نیویورک تایمز بخواند و در ۸ سالگی به ۸ زبان صحبت کند. جالب اینکه بعدها خودش زبان دیگری را به وجود آورد که نامش را VENDERGOOD گذاشت.

ناگفته نماند، ضریب هوشی انسان های نابغه بین ۱۵۵ تا ۲۰۰ است ولی سایدس در این زمینه رکورد باهوش ترین های دنیا را شکسته است.

برای نمونه بد نیست بدانید که ضریب هوشی گالیله را ۱۸۰ تخمین می زنند و ضریب هوشی بیل گیتس بنیان گذار شرکت نرم افزاری مایکروسافت نیز ۱۶۰ است.


نویسنده: ׀ تاریخ: چهارشنبه 13 دی 1391
׀ موضوع: [Post_Cat_Title] ׀ ارسال نظر(0)

تنها بازمانده یک کشتی شکسته به جزیره کوچک خالی از سکنه افتاد. او با دلی لرزان دعا کرد که خدا نجاتش دهد و اگر چه روزها افق را به دنبال یاری رسانی از نظر می گذارند، اما کسی نمی آمد.

سرانجام خسته و از پا افتاده موفق شد از تخته پاره ها کلبه ای بسازد تا خود را از عوامل زیان بار محافظت کند و داراییهای اندکش را در آن نگه دارد.

اما روزی که برای جستجوی غذا بیرون رفته بود، به هنگام برگشتن دید که کلبه اش در حال سوختن است و دودی از آن به آسمان می رود. متاسفانه بدترین اتفاق ممکن افتاده و همه جیز از دست رفته بود.

از شدت خشم و اندوه درجا خشک اش زد فریاد زد: خدایا چطور راضی شدی با من چنین کاری کنی؟”

صبح روز بعد با صدای بوق کشتی ای که به ساحل نزدیک می شد از خواب پرید. کشتی ای آمده بود تا نجاتش دهد. مرد خسته، از نجات دهندگانش پرسید: شما از کجا فهمیدید که من اینجا هستم؟ آنها جواب دادند: ما متوجه علائمی که با دود می دادی شدیم.

وقتی که اوضاع خراب می شود، ناامید شدن آسان است. ولی ما نباید دلمان را ببازیم چون حتی در میان درد و رنج دست خدا در کار زندگی مان است.

پس به یاد داشته باش، در زندگی اگر کلبه ات سوخت و خاکستر شد، ممکن است دودهای برخاسته از آن علائمی باشد که عظمت و بزرگی خداوند را به کمک می خواند.


نویسنده: ׀ تاریخ: چهارشنبه 13 دی 1391
׀ موضوع: [Post_Cat_Title] ׀ ارسال نظر(0)

صفحه قبل1...1415161718...56صفحه بعد

تمامی حقوق برای سایت روستای آزادوار محفوظ است. انتشار مطالب با ذکر منبع بلامانع است
ضمن تشکر از بازدید شما دوست عزیز از سایت روستای آزادوار
داود
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران