بیمارم ، مادرجان            می دانم ، می بینی     می بینم ، می دانی

می ترسی ، می لرزی         از کارم ، رفتارم ، مادرجان  .  .  .


بیمارم ، مادرجان

می دانم ، می بینی

می بینم ، می دانی

می ترسی ، می لرزی

از کارم ، رفتارم ، مادرجان

می دانم ، می بینی

گه گریم ، گه خندم

گه گیجم ، گه مستم

وز هر شب تا روزش

بیدارم ، بیدارم ، مادرجان

می دانم ، می دانی

کز دنیا ، وز هستی

هشیاری ، یا مستی

از مادر ، از خواهر

از دختر ، از همسر

از این یک ، و آن دیگر

بیزارم ، بیزارم ، مادرجان

من دردم بی ساحل

تو رنجت بی حاصل

ساحر شو ، جادو کن

درمان کن ، دارو کن

بیمارم ، بیمارم ، بیمارم ، مادرجان

شعر از مهدی اخوان ثالث

 

نویسنده: داود ׀ تاریخ: شنبه 10 اردیبهشت 1390
׀ موضوع: [Post_Cat_Title] ׀ ارسال نظر(0)

تمامی حقوق برای سایت روستای آزادوار محفوظ است. انتشار مطالب با ذکر منبع بلامانع است
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران