من هرگز از مرگ نمی هراسیده ام.

عشق به آزادی ، سختی جان دادن را

بر من هموار می سازد

عشق به آزادی مرا همه ی عمر  . . .


من هرگز از مرگ نمی هراسیده ام.

عشق به آزادی ، سختی جان دادن را

بر من هموار می سازد

عشق به آزادی مرا همه ی عمر در خود گداخته است.

آزادی معبود من است.

به خاطر آزادی هر خطری بی خطر است.

هر دردی بی درد است.

هر زندانی رهایی است.

هر جهادی آسودگی است.

هر مرگی حیات است.

آخر ، . . . چه بگویم ؟

من تنهایی را از آزادی بیش تر دوست دارم.

و حال می خواهم چه  کنم؟

قلب که می زند برای کیست؟

برای چیست؟

و صبح که سر بر می کشد برای کیست؟

برای چیست ؟

رفیقان من ، با من مدارا کنید!

به پرتگاه چه نیستی ای زندگی من خواهد لغزید؟

فراخنای زمین ، سخت تنگ است

برگرفته از کتاب دفترهای سبز شهید دکتر علی شریعتی

نویسنده: azadvar ׀ تاریخ: شنبه 10 اردیبهشت 1390 ׀ موضوع: [Post_Cat_Title] ׀ ارسال نظر(0)

تمامی حقوق برای سایت روستای آزادوار محفوظ است. انتشار مطالب با ذکر منبع بلامانع است

ورود کاربران

خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید

رمز عبور را فراموش کرده‌اید؟
حساب کاربری ندارید؟

فراموشی رمز عبور

نام کاربری یا ایمیل خود را وارد کنید

یا

ثبت نام کاربران

در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید

قبلا ثبت نام کرده‌اید؟

نظرات کاربران

دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید